جستجو
روستای قاسم آباد

توضیحات

روستاهاي قاسم آباد و يزدلان از روستاهاي شهرستان آران و بيدگل هستند که در نزديکي شهر ابوزيد اباد قرار گرفته اند.
سابقه تاريخي و علل پيدايش :
از علل اصلي پيدايش روستا مي توان به موارد زيراشاره نمود:
· در گذشته قنات بوده که اکنون خشک شده اند.
· چاههاي عميق
وجه تسميه
قاسم اباد:
شخصي به نام قاسم اين مکان را بنا نهاده است.
يزدلان:
گفته مي شود ابادي هاي اين جا تا يزد ،با هم در ارتباط بوده اند و خروس از پشت بام اين مکان تا يزد مي رفته است. ( ارتباط منازل مسکوني اين منطقه تا يزد.)
عوارض طبيعي
تنها عارضه اطراف روستا کوير و تپه هاي ماسه اي مي باشد.
مردم شناسی
زبان،گويش
کشور ايران يک زبان عام و مشترک دارد که فارسي خوانده مي شود و آن زبان رسمي و ادبي است که همه مردمان اين سرزمين خاصه آنان که خواندن و نوشتن را مي دانند با آن آشنا هستند و آنرا به کار مي برند اما در عرض زبان فارسي چندين زبان محلي نيز وجود دارد که از آن جمله مي توان به کردي، بلوچي ، لري و … اشاره نمود.
اين لهجه ها بر خلاف زبان فارسي در کشور رواج عام ندارد يعني هر يک در ناحيه محدودي از ايران متداول هستند گذشته از اين بيشتر آنها زبان گفتار است يعني نوشته نمي شود و ادبيات کلي ندارد ، بعضي از اين لهجه ها هريک در زماني داراي آثار ادبي بوده اما بعدها در مقابل رواج فارسي دري اين لهجه ها تنزل پيدا کرده و ديگر در نوشتن به کار نرفته اند.
تعداد اين لهجه ها به حدي است که تقريباً بايد آنها را به تعداد روستاهاي موجود در مرکز ايران دانست.
تعدادي از لغات رايج در بين اهالي:
اب: او
حياط خانه:کيه
محل نگهداري طيور: کرگه دون
صبح: صبا
روسري: چارقد
فانوس: چرابادي
بشقاب: دوري
منزل: کيه
شب: شو
فردا: هيا
ديوار: کَل
پدر: پوِ
محل بستن اب با گل: وار
عصر: ديرگا
ابگوشت: اوگوشت
گاوداري: گوداري
عمو: عُمو
کليد :کل
مغازه: دکن
کفش: کوش
دين و مذهب
به طور کلي اکنون دين ساکنان روستا اسلام ، و مذهبشان تشيع ( دوازده امامي ) است.
اساساً اسلام و شيعه گري در اين روستا به تبعيت از ساختار کلي و عمق فرهنگي – اقتصادي منطقه است و از اقبال و توجه خوبي برخوردار مي باشد. وجود مساجد متعدد ، امامزاده هاي معتبر و رسوم و سنن متعدد و پايدار مذهبي در بين ساکنان حتي در وضعيت کنوني مويد اين مطلب است.
جمعيت
جمعيت مهمترين عنصر اساسي و متمايز کننده مکان ها و تشکيلات فضايي آنهاست،در واقع ميتوان گفت جمعيت شخصيت و هويت هر ناحيه، سرزمين،شهر و روستا مي باشد و دستيابي به ويژگيهاي يک جمعيت چون تعداد،تراکم،توزيع جغرافيايي،ساختارسني و جنسي ، تحول مکاني و ترکيب و تحولات آن، در زمينه هاي اقتصادي و اجتماعي از اهميت ويژه اي برخوردار است.
سياستگزاران و برنامه ريزان اقتصادي و اجتماعي ناگزير از توجه به روابط متقابل موجود ميان متغيرهايي هستند که نه تنها در تحول اقتصادي و اجتماعي موثرند بلکه سازه هاي بنيادي در توسعه اقتصادي و اجتماعي نيز محسوب مي شوند که شايد مهمترين اين متغيرها در برنامه ريزي ،جمعيت و دگرگونيهاي آن مي باشد.
با توجه به مطالب فوق به بررسي جمعيت در روستاي مذكور مي پردازيم.
جمعيت کل: ۸۵۲ نفر
تعداد خانوار: ۲۱۳
تعداد زن: ۴۰۲ نفر
تعداد مرد: ۴۵۰ نفر
جمعيت متوسط هر خانوار: ۴ نفر
صنايع دستي
يکي از مکانيسمهاي اقتصاد روستائيان ايران صنايع دستي است که بعنوان توليدي مکمل و جدا نشدني در زندگي آنها رشد نموده است.
صنايع دستي روستائيان نياز به سرمايه گذ اري کلان و موسسات بزرگ نداشته واغلب مواد اوليه آن از محل زندگيشان تامين مي شود و نهايتا” و با اندک آموزش ميتوان به توليد آن اقدام نمود.
وجود صنايع دستي در بين روستائيان از يکسو براي برآورد بخشي از نيازهاي داخلي و ازسوي ديگر براي عرضه توليدات به بازار جهت رفع ساير نيازمنديهاي خانوار، نشان دهنده اهميت و جايگاه صنايع دستي در بين روستائيان مي باشد.
با توجه به مطالب فوق در مي يابيم که صنايع دستي هر روستا(هر منطقه)بطور مستقل نشأت گرفته از شرايط جغرافيايي و آداب و رسوم آنها مي باشد بنابراين لازمه هر تغيير و تحولي در کم و کيف صنايع دستي ، انطباق اين صنعت با شرايط اجتماعي، اقتصادي آن مي باشد.
در حال حاضر قالي بافي در اين روستاها رايج است.
قالي بافي از جمله صنايعي است كه در اكثر روستاها به عنوان يكي از مهمترين صنايع دستي وجود دارد و يكي از صنايع مهم درآمد خانوارهاي روستايي در كنار مشاغل ديگر محسوب مي گردد، به طوريكه زنان و دختران خانه دار از سنين نوجواني در اين حرفه مشغول مي شوند.
قالي بافي
قالي يک لفظ ترکي است که از سده هفتم هجري در زبان فارسي متداول شده و پيش از آن لفظ فرش و بساط متداول بوده است. قدمت هنر قالي بافي از تاريخ ديگر هنرها کمتر نيست ولي از آنجايي که پشم خلل پذير است و در رطوبت و خاک مي پوسد کمتر اثري از قاليهاي دوران گذشته بجاي مانده است.
« کهن ترين نمونه قالي گره بافته پرزدار قاليچه مشهور به (پازيريک) است از عهد هخامنشي- سکايي ، که در سال ۱۹۴۸ ميلادي به اهتمام ( رودنکو) باستان شناس شوروي، از گورهاي قوم ايراني تبار سکايي در منطقه پازيريک در جنوب جبال آلتايي کشف شد. اين فرش باستاني که از برکت يخبندان سيبري دو هزار و سيصد – چهارصد سال به سلامت برقرار مانده بود اکنون در موزه ( آرميتاژ) لنينگراد در محفظه مخصوص محفوظ است.
دار قالي بافي
دار قالي بافي به اشکال و انواع مختلف ساخته شده و فرش روي آن بافته مي شود و عمدتا” بر دو نوع : دار افقي ، دار عمودي و به طور کلي دستگاهاي عمودي را به چهار نوع مي توان تقسيم کرد که عبارتند از
· دستگاه ثابت
· دستگاه فندک دار
· دستگاه تبريزي
· دستگاه گردان
جاجيم بافي و گليم بافي از صنايعي است که در گذشته در اين روستا رواج داشته است.
جاجيم بافي
جاجيم بافي يکي از صنايع دستي ايراني و رايج در بعضي استانها است که از ديرباز بين خانواده‌هاي روستايي و عشاير رواج داشته‌است. جاجيم به عنوان زير انداز استفاده مي شود وهمچنين هنگام کوچ عشاير براي بسته بندي و جابجايي اسباب و لوازم و گاهي به عنوان بالاپوش گرم مورد استفاده قرار مي‌گيرد. حتي در بين برخي از خانواده‌هاي روستاي جاجيم را به عنوان چشم روشني و جهيزيه نوعروسان هديه مي‌دهند و به عنوان يادگاري ارزنده سال‌ها در خانوارها باقي مي‌ماند.
مواد اوليه جاجيم پشم است و بافت آن شبيه گليم است با اين تفاوت که جاجيم در چهار تخته بافته مي‌شود و پس از بافتن به هم متصل و دوخته مي‌شود. در منطقه اورامان و ثلاث باباجاني زنان جاجيم‌هايي را با نقوش متنوع و جنس مرغوب مي‌بافند که در نوع خود کم نظير مي‌باشد
گليم بافي
اختلاف شرايط اقليمي در مناطق مختلف ايران ( كوهستان، دشت و دمن، كوير) عامل تأثيرات و تغييرات در شرايط زندگي است. اين تغييرات به نوبه خود تأثير فراوان در همه مسائل، آداب و رسوم، سنن و هنرهاي دستي كه بافت گليم نيز يكي از آنهاست، دارد. بهتر بگوييم يكي از عوامل تنوع و گوناگوني بافتهاي ايران همين است كه اشاره شد. تفاوت فاحش بافت هاي ايران هر كدام بيانگر خصوصيات بافندگان ومحيط بافت است كه كاملا از هم متمايز و قابل تشخيص هستند.
با تكنيك بافت گليم، وسايل مختلف تهيه مي شود. رختخواب پيچ (چادر شب)، خورجين و سجاده نمونه هايي از آنهاست .
گليم را مي توان از دو جهت بررسي كرد: يكي از نظر بافت و ديگري از نظر نقش. بافت گليم در ايران چندان اختلاف ندارد و در بيشتر نقاط ساده بافته مي شود. در منطقه اي مثل دشت مغان كه شاهسونها زندگي مي كنند گليم را به طريق ” سوماك ” مي بافند.
نقوش گليم به دليل تكنيك خاص بافت، بيشتر به صورت اشكال هندسي است، با وجود اين محدوديت، آن چنان تنوع و قدرت هنري وسيعي دارد كه حتي در كتب هنري بين المللي ديده شده كه دست بافته روستايي ايراني (كسي كه تحصيلي در زمينه فرم و رنگ ندارد) در مقايسه با كار هنري يك هنرمند كسي كه تحصيل و تجربه در زمينه هنر دارد . داراي ارزش هنري بيشتري است.
نكته جالب توجه اين است كه، به دليل امكانات و تسهيلات ارتباطي كه به مرور زمان بين روستاها و شهرها ايجاد شده است، بافندگان، امكان برخورد و آشنايي با دست بافتهاي يكديگر را نيز پيدا كرده اند. اين موضوع باعث مي شود كه هنگام بافت، نقوشي از مناطقي كه گذر كرده اند به ذهنشان مانده باشد و يا شبيه آن نقوش را در گليم خود بياورند. براي مثال ديده شده است كه نقش هايي مشابه، هم در بافتهاي آذربايجان و هم در كردستان و يا جاهاي ديگر نزديك به اين نقاط بافته شده است.
آثار تاریخی
· قلعه کرشاهي بيرون قاسم اباد
از آنجا كه در روزگاران گذشته هر از چندين سال يكبار در گوشه و كنار كشور ما دگرگونيهايي رخ مي داد و يا بيگانگان بر گوشه اي از ايران چيرگي پيدا مي كردند و برخي از شهرها وروستاها ويران مي شد، مردمي كه از آنجا آواره مي شدند به جاهاي ديگر رفته و دژهايي ساخته و در بيرون آن به خانه سازي مي پرداختند و سرانجام اگر آرامش به كشور باز مي گشت از دژ بيرون آمده و در بيرون آن به خانه سازي مي پرداختند. از اينگونه دژها كم و بيش در گوشه و كنار اکثر روستاها وجود داشته و هنوز هم بسياري از آنها پابرجاست. اين دژها بيشتر به گونه چهار گوش و مستطيل مانند ساخته مي شود و در پيرامون آنها برجهايي براي ديده باني و تيراندازي به سوي دشمن وجود داشت و از همان برجها اگرجنگ افزار وجود نداشت و يااندك بود ديگهاي آب جوش و قيرهاي داغ بر سر دشمن مي ريختند تا يا دشمن خسته شده و از گشودن دژ نااميد شود و يا او را در پشت ديوارها نگه داشته تا نيروهاي كمكي از جاهاي ديگر به ياري آنها بشتابند.
معماري و مصالح ساختماني:
با توجه به تقسيم بندي قلعه هاي ايران به دو نوع جلگه اي و کوهستاني،مصالح ساختماني آنها نيز متفاوت است.طرح اصلي قلعه هاي جلگه اي مربع و يا مربع مستطيل است که در چهار گوشه آن برج هاي مدور براي دفاع ساخته شده اند،مصالح اين قلعه ها خشت و گل است و به ندرت از آجر و گچ استفاده شده است.بارو (ديوار ضخيم) اين قلعه ها چينه (ديوارهاي گلي که آن را بند بند مي سازند) است يا با خشت هاي قطور ساخته شده است،براي استحکام آن قطر و ضخامت بعضي از بارو ها به چهار متر هم مي رسيد.اطراف بعضي از اين قلعه ها خندق حفر مي کردن و براي رسيدن به قلعه از پل هاي متحرک بهره مي گرفتند.بعضي از اين قلعه ها به دليل امنيت آن ها محل سکونت کشاورزان و روستاييان شد که با گذراندن خياباني معمولا شمالي و جنوبي و تامين آب آشاميدني خانه هاي روستايي در دو طرف خيابان ساخته مي شد.
قلعه کرشاهي قاسم اباد نيز يکي از اينگونه قلعه هاست. اين قلعه که روزگاري مأمن روستائيان بوده در حال حاضر به دست فراموشي سپرده شده است.
· آب انبار زيارت
خانه تاريخی بتول آسيهخانه تاريخی آقای تقوايیخانه تاريخی جهانخانه تاريخی آقای حسين يزدلی
· خانه تاريخی آقای ابراهيم زاده
منبع : پرتال اصفهان

گالری / عکس

بررسی موارد - 0

4.5

موقعیت

ارسال شده توسط :

روستا شناسی
روستا شناسی 2461 جاذبه ی ثبت شده

برچسب ها