بومیسم
جستجو
روستای شلدان

توضیحات

موقعیت روستا :
روستای شلدان در جنوبی ترین نقطه استان فارس با مساحتی حدود ۱۲کیلومتر مربع بین مدارهای ۵۲ درجه و ۴۵ دقیقه عرض شمالی و ۲۷ درجه و ۴۲ دقیقه جنوبی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته‌است. از شمال و شرق به دهستان اسیر، از غرب به دشت کناردان و مشک آویز و از جنوب به روستای چاه بالو و قلعه سرگاه منتهی می‌شود. از لحاظ زمین شناسی و توپوگرافی این شهرستان بر روی یک دشت ساختمانی واقع شده که شمال و جنوب آن را دو رشته کوه موازی احاطه کرده‌است. ارتفاع این کوه‌ها نسبتاٌ بریده و فرسایش یافته زیاد نیست و ازمارنهای آهکی گچی، نمکی و ماسه ایی با شیب ۵۰ تا ۷۰ در صد تشکیل شده‌است. آب و هوای منطقه بیابانی و گرم و خشک است که قسمت‌های وسیع ای از خاک ایران از جمله جنوب فارس شامل می‌شود. متوسط درجه حرارت به دست آمده با در نظر گرفتن موقعیت ارتفاعی و مختصات جغرافیایی حداکثر ۵۰ درجه و حداقل تا صفر درجه سانتی گراد متغیر بوده‌است. متوسط رطوبت ۴۲ درصد است که از اواخر خرداد به مدت ۴۵ تا ۶۰ روز تا سطح۹۰ درصد در نوسان می‌باشد. میزان بارندگی طبق آمار ده ساله ۲۹۸ میلی متر برآورد شده که از سالی به سال دیگر متغیر است و شدت این تغییر نیز زیاد می‌باشد. سرعت وزش باد در منطقه بین ۵ تا ۷ کیلومتر در ساعت به مدت ۷۵ روز از سمت جنوب به سمت شمال شرقی است که از جمله آن می‌توان به بادهای موسمی اشاره کرد. از لحاظ پوشش گیاهی به صورت خود رو ی مرتعی می‌توان بادام کوهی، بنه، انجیر، گون، ساری سولماز، شکر تیغال، قیچ، قره گز، بارهنگ، تنگرس، انار شیطان، گزوناترک که در زیر آنها علفهایی مانند شبدر، بهمن و بعضی گیاهان مشخص منطقه مدیترانه ایی می‌رویند را نام برد. از گیاهان دارویی منطقه می‌توان به یولاف با نام علمی SATIVA، ORIGANAVALGRE، AVENA گل شقایق با نام علمی PAVEATHOEASو… اشاره کرد که از آن در درمان بسیاری از بیماریها استفاده می‌شود. از نظر زندگی جانوری منطقه دارای تنئوع خاص می‌باشد و انواع پستانداران مانند شغال، کفتار، خرگوش کل ( بزکوهی) ،روباه، گرگ و… پرندگانی چون تیهو، کبک، بلبل، کلاغ، کبوتر، گنجشک، جغد، باز شکاری، دم جنبانک، شاهین، عقاب و… در آن زندگی می‌کنند.
فرهنگ:
مردم شلدان همگی مسلمان و دارای مذهب شیعه می‌باشند. نژاد آنان آریایی و زبانشان فارسی است که به علت نزدیکی با کشورهای خلیج فارس و سابقه تاریخی هجوم انگلیسیها بعه بنادر بعضی واژه‌های انگلیسی نیز بدان وارد شده‌است. در زمینه برگزاری مراسم مذهبی و هم چنین مراسم ازدواج و غیره رسم و رسومات خاص خود را دارا است که در فرصتهای آتی بیشتر بدان پرداخته می‌شود. به علت علاقه وافر مردم منطقه به اسلام و ائمه معصومین برگزاری مراسم سوگواری ائمه به ویژه امام حسین با تشریفات خاص صورت می‌پذیرد که ابعاد گسترده این سوگواری به گونه‌ای ملموس در تعزیه داری سید الشهداءّ نمود پیدا کرده‌است.
قدمت روستا:
تنب بت که در شرق شلدان قرار دارد آثار به جا مانده ی يكي از كاخهاي هخامنشيان بوده و قدمت آن بيش از دو هزار وپانصد سال مي باشد. این اثر از لحاظ معماری و نقش و نگاره هایی که در دل آن کنده شده است شباهت بسیار نزدیکی به معماری تخت جمشید داردچرا شلدان را شلدان نامیده اند؟
در زبان و گویش محلی منطقه اسیر وشلدان کلمه شَل به معنی گِل در زبان فارسی (هنگامی که خاک با آب مخلوط می شود) می باشد ، شاید همه فکر کنند که وقتی می گویند شلدان منظور مکانی پر از گِل (شَل ) می باشد. ولی به این معنی نیست . شلدان را شلدان میگویند بدین منظور که :
« در صدهه های پیش بندر سیراف مهمترین و بزرگترین بندر ایران بحساب می آمد و سفرهای دریایی شاهان و پادشاهان ایران و کشورهای همسایه از این بندر صورت می گرفت. بدین منظور باید مکانی ساخته می شد تا پادشاهانی که به عنوان مهمان وارد کشور می شدند و همچنین پادشاهان و شاهزاده هایی که می خواستند از طریق بندر تجاری سیراف به کشورهای دیگر سفر کنند در آنجا استراحت نمایند. لذا بدلیل وجود رطوبت و گرمای زیاد در تابستان و فصول دیگر سال، بندر سیراف برای ساختن چنین مکانی مناسب نبود. در نتیجه شلدان امروزی برای ساخت آن مکان با وجود نزدیکی به این بندرو داشتن ارتفاع بسیار زیاد از سطح دریا و وجود کوههای بلند از نظر امنیت و دارا بودن هوای خشک و نسبتاً خنک و نزدیکی به مرکز ناحیه فارس (که یکی از بزرگترین مناطق ایران در آن زمان بحساب می آمد ) مکان بسیار مناسبی برای ساخت چنین استراحتگاهی ( قصر ) بود. این مکان در آن زمان نامهای مختلفی داشت از جمله نامهایی چون : شه دان ، شاه دان ، شاه جا ، شاه سرا که نام شلدان کنونی را نیز از آن نامها گرفته اند . بعدها در کنار همین مکان تجار و علمایی که جهت سفر به کشورهای همسایه از این مکان رد می شدند توقف میکردند ، چون عبور و مرور تجار و همچنین مردم عامه از این مسیرزیاد بود لذا علمای زیادی در نزدیکی این مکان ( شاه دان ) سُکنا گزیدند. بعد از چند دهه بعلت وجود آب و هوای خوب و چاههای آب شیرین در این منطقه روستاهای متعددی به وجود آمد و شلدان بعلت نزدیک بودن به قصر شاه دان آن را شلدان نامیدند. و تپه ای که در وسط روستای شلدان وجود دارد و آن را قلعه (کَله ) می نامند نیز یکی از تپه های دیدبانی آن زمان بوده است. شایان بذکر است که علمای بسیار بزرگی در مناطقی چون شلدان ، اسیر ، فال و جم می زیستند که امروزه نام آنها را میتوان از مردمان پیشین شنید. حتماً خواهید پرسید که پس الان چه بر سر شاه دان آمده است؟ بعد از اینکه زلزله ی بزرگی ( چند برابر سونامی امروزه) بندر تجاری سیراف را ویران نمود و همه بندر را در آب فرو برد، دیگر عبور و مرورو تجارت در این بندر به یکباره رها شد. و از آن موقع به بعد تجار از بنادر دیگر کالاهای خود را وارد و صادر می کردند و همچنین مسافرتها نیز از بنادر دیگر صورت میگرفت و دیگر توجه کمتری به این بندر می شد و قصر شاه دان نیز در هنگام حمله مغولان که در همان دهه بود به طور کلی ویران و غارت شد. در حال حاظر این قصر در فاصله ۷ کیلومتری شرق روستای شلدان امروزی قرار دارد که فقط آثار بسیار کمی از آن بجای مانده است که در همین سالهای اخیر سازمان میراث فرهنگی باتوجه به اطلاعات موجود از تاریخ ایران مقداری از آثار بجا مانده از آن زمان در قصر شاه دان را شناسایی و جمع آوری کرده و جهت مطالعات و تحقیق بیشتر به آن سازمان انتقال داده است. ولی روستای شلدان اکنون جز خرابه ای از آن بجای نمانده است. سیلی که در سالهای اخیر به سوی این روستا هجوم آورد، روستا را تخریب نمود که باعث مهاجرت ساکنان آن شد./
به نقل از http://shaldani.persianblog.ir
معرفی شلدان:
شلدان(shaldan)بروزن (قندان)نام روستايي در شمال غربي روستاي اسير واقع است و به «دارالايمان»مشهور و معروف است. اهالي شلدان از ديرباز به صلاح وسداد معروف بوده و هستند. مردمان خوب اين روستا انسانهايي وارسته زحمتكش و دين باور مي باشند.وجه تسميه اين روستا به شلدان در وهله ي نخست به سبب مرغوبيت خاك رس آن است كه نسبت به خاك روستاهاي همجوار آن از كيفيت بهتري برخوردار است. وجه ديكر اينكه هنگام بارندكي به خاطر قرار داشتن روستا در گودال سراسر كوچه ها و معابر گل آلود مي باشد. چون گل را در زبان محلي «شل»(shal)ميگويند از اين روي اين ده را شلدان نام نهاداند.از شلدان علمايي همجون ملا شهاب ، قاضي شلداني ، ملا محمد جعفر شلداني و ملا علي شلداني برخاسته اند.قاضي شلداني كه نامش حسين و فرزند ملا محمد است ، در شلدان ديده به جهان گشوده است . دوره ي مقدماتي و قسمتي از دوره ي تحصيلات عاليه اش را در حوضه ي فال گذرانيد و سپس رهسپار شيراز شد و در انجا به تحصيلات خود ادامه داد ، تا به درجه ي اجتهاد رسيد و براي ارشاد مردم به شلدان بازگشت. وي در زهد و تقوي يگانه ي عصر خود بود .اين عالم نامي در سال ۱۲۷۰ه.ق در روستاي شلدان وفات يافت و در مسجد همان محل به خاك سپرده شد.چنان كه اشاره شد اهالي شلدان در منطقه ي فال و اسير و گله دار ووراوي و تراكمه جات(لامرد كنوني)واشكنان و جم و ريز و دژگاه و دارالميزان و بنادر به دين داري و درستكاري معروف و مشهور بودند. امروزه نيز مردمان آن همچنان اصالت و نجابت ديني و اخلاقي خود را حفظ نموده اند . هنوز هم اهل صفا و وفا ومهمان نواز و صميمي هستند.در دوران هشت سال دفاع مقدس مردم پاك اعتقاد شلدان همدوش با ديگر اقشار جامعه از نظر مالي خدمات ارزشمندي به اسلام و انقلاب اسلامي انجام دادند، از جماه چند شهيد سرفراز و آزاده ي سربلند مي باشند .در شرق شلدان در دامنه ي دره اي به نام تنگ كافران آثار ويرانه اي موجود است كه از روزگاران گذشته به تمب«بت»(تمب در زبان محلي به معني تپه وبرامدگي است.)معروف بوده و است. در اين محل سنگهاي تراشيده شده و صيقلي موجود است ، كه قدمتشان به دوران قبل از اسلام بر مي گردد،كه مشخصا ستون هاي عظيم معبدي بزرك يا كاخ وسيعي را تشكيل مي داداند ، كه آثار حخاري به صورت شياري به عمق ۴۰ تا ۶۰ سانتي متر روي آن وجود دارد .در پانصد متري شرق شلدان تپه اي به ارتفاع چهل متر وجود دارد ،كه اهالي شلدان به آن قلعه ي «روح الدين»مي گويند. در بالا و اطراف تپه آثاري از بناهاي ساخته شده ار مصالح گوناگون مانند ساروج و گل و گچ وجود دارد . اين تپه گويا قلعه بوده است . يك حلقه چاه نيز در آن واقع است كه هنوز هم نزديك به چهل متر عمق دارد.در صدو پنجاه متري «تمب بت»اثر قبري موجود است ،كه آن را قبر كشته مي نامند و به عاشق و معشوقي نسبت مي دهند ، كه آنها را همراه كشته اند و در يك گور خوابانيده اند.زنان نازا بر سر اين قبر مي روند و مراسم مخصوصي را به جا ميآورند و معتقدند كه بچه دار خواهند شد.ناگفته نماند كه آثار باستاني موجود در اطراف شلدان و اسير و قلعه سرگاه متعلق به شهر «كران»است . شهر كران يكي از شهرهاي آبادان در دوره ي پيش و بعد از اسلام است .متاسفانه نسبت به حفظ ميراث فرهنگي و آثار باستاني در منطقه ي گله دار در دوران رژيم پهلوي هيچ گونه توجهي نشده است . پس از پيروزي انقلاب اسلاميهم علاوه بر آن كه توجهي به حفظ آثار باستاني و ميراث فرهنگي منطقه نشده است ، صدمات و خسارتهاي زيادي به وسيله ي افراد سود جو ومنفعت طلب برآن وارد آمده است.
سیل ویرانگر :
در آبانماه ۱۳۶۵ه.ش ۲۹/۴/۱۴۰۷ه.ق اخبار سيل ويرانگر در جنوب فارس از راديو و تلويزيون پخش شد .از طرف دولت خدمتگذار جمهوري اسلامي ايران و مردم غيور و هميشه در صحنه ايران اسلامي كمك هاي انسان دوستانه اي ارسال شد كه شامل پول ، لباس و مواد غذايي به سيل زدگان بود ولي متاسفانه عده اي افراد سودجو و فرصت طلب وقت را غنيمت شمردند وكمك هاي مردم را در اختيار خود قرار دادند و مشتي لباس كهنه و مندرس به مردم تحويل دادند.اينگونه افراد در هر زمان و مكان پيدا مي شوند . مثلا در سيل ۱۳۸۴ه.ق گندم فراواني براي مردم شلدان كه سيل زده بودند ارسال شده بود . به نسبت جمعييت شلدان در آن زمان ده تن گندم براي مردم آنجا حمل شده بود كه به هر نفر سي يا پانزده من بلوكي بيشتر ندادند. بقيه را رندان بردند و خوردند و فروختند.بنياد مسكن قول داده بود كه شهرك جديدي با كمك خود مردم بسازد و مبلغ يكصد هزار تومان به عنوان وام در اختيار هر خانواده ي سيل زده قرار دهد كه در هر سال هم مبلغي به عنوان بازپرداخت وام پرداخت شود ودر مدت هشت سال و چهار ماه اين مبلغ كلا بازپرداخت گردد.با اين كه از سال۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ دولت درگير جنگ خانمان سوز بود در عين حال نسبت به رسيدگي به امور سيل زد گان تمام امكانات خود را به كار گرفت و شهركي جديد به نام شهرك امام خميني (ره)را احداث نمودند.در حدود اوايل سال ۱۳۶۶مردم شلدان به مكان جديد نقل مكان كردند.
شلدانمن چون هميشه مست شكر خواب بامدادشيطان براي غفلتم اصرار مي كنداز درز در نسيم سحرخيزم عاقبتاز خواب خوش پرانده و بيدار مي كند
از نرمي نوازش لرزآورنسيمبستر رها نموده و از جاي مي پرمدروانكرده گله ي گنجشكهاي شادبر شاخ و برگ نخل پرند از برابرم
چون خواهم از گذشت زمان يابم آگهيرو مي كنم به جانب ديوار روبه روجايي كه زاغ بال سيه پيش چشم منچنگال برده در كمر اژدها فرو
مه دان ستاده در طرفي دست بر كمرهمدوش اوست سينه ي سنگاب پرغرورپرداخته مثلث اهرام گونه ايهر يك كند مراقبت از آن دوتا ز دور
هستند هر سه پاي به زنجير زاگرسدر گردش سپهر سرافراز مانده انددر سايه شان شهان و قدم گاه و آبريزدروازه وار رو سوي من باز مانده اند
كم كم سپيده سايه ي سيال آفتاببالاي كوه چهره ي خود را نشان دهدبهر وضو تصور سرماي آب حوضهر رعشه اش به پيكر افسرده جان دهد
سجاده باز و من ز طمانينه عاريمبر محور رعايت عادت نماز مندستم بر آسمان و دلم بسته بر زمينتا اين نماز ها چه كند با نياز من
بيرون خانه غلغله ي محشري به پاستهر مرغ در ترنم نو نوترانه ايتعقيب را به فرصت ديگر قضا كنمتعليف گاو گشته برايم بهانه اي
آورده حمله لشكر سر سبزكشتزارمحصور كرده خانه به قصد نجات منويرانه هاي ده به تماشا نهاده اندافسانه ي غريب حيات و ممات من
هر سبزه در شبنم آيينه وار رااورده تا به مقدم ياران كند نثارهر خشت در ميان علف ها فتاده اياز سر پناه مردم من مانده يادگار
شلدان به خواب ناز فرو رفته پا به گورسررا به پاي قلعه ي شلدان نهاده استپوشانده است قد رسا با رداي سبزبال قبابه دست قبادوز داده است
درمشرقش خرابه ي مشهور تنب بتآتشكده است باهمه سردي وساكنيدرمغربش دودخمه ي بازدريچه هاپر غلغله است با همه گنگي وصامتي
بربيستون تخته چوفرهادكوهكنپهلوفرو نهاده ي از غم فسرده ايبرسينه زخم تيشه ي بيداد خسرويشيرين به خواب ديدهي از شوق مردهاي
چال فراخ مانده به بالاي بيستوناز زخم هاي تيشه بود يادگار اوجز گورها كسي نكند همنواييششد سنگ قبرهاي سند افتخاراو
اين جانشان كوي وخيابان وكوچه نيستويرانه ها كنار هم آرام خفته اندهم رنگ رسته سبزه شلدان ومقبرهزان رازهاي دل كه به هم باز گفته اند
بامي زمهر سايه به سطحي نيافكندبومي بر اين خرابه نه مي گيرد آشياننابي زسوز درد نوايي نمي كندنوحي نكرده نوحه براين تيره خاكدانازاجتماع پيروجوان بعد ظهرهاديگر به پشته ي كلكت جنب وجوش نيستكوچيده اند چلچله ها از ديار مندر ده دگر زبانگ خروسي خروش نيست
بالاي قلعه چشمي چشمي هميشه بازچشم است اگر چه خانه ي چوله است نام اوچشمي به راه دوخته ومنتظر مدامتا آب زندگي كه بريزد به كام او
اي زادگاه خسته ي مردان سخت كوشبردامن محبتت آورده ام پناهبرخيز مادرانه وآغوش باز كنزين چهره ي شكسته فرو شو غبار راه
باز آمده است خسته زآوارگي رفيعمن درتو پاك مي زنيم وپاك مي شوموقتي گرفت دست اجل دامن مرااز خاك دامن تو بر افلاك مي شومشاعر : محمد رفیع طاهریتوضیحات:
شلدان: زادگاه سراينده – روستايي واقع در سه كيلومتري شمال غرب مركز بخش اسير كه بر اثر سيل درسال ۶۵ ويرانه شده و مردمش به شهرك جديدالاحداث امام خميني (ره) كوچ كردند و روستا امروز مخروبه و متروكه است.ديوار: دو رشته كوه از سلسله جبال زاگرس دشت گله دار را از شمال و جنوب در بر گرفته و مانند ديواري محصور كرده اند. ديوار رو به رو رشته كوه شمالي منطقه اي است كه خورشيد از پشت آن طلوع مي كند .بال سيه:قله ي بلند ومخروط شكل بر بالاي كوه شرقي روستاي شلدان .اژدها يا اژدر:تنگه اي عميق و شرقي- غربي بر قله ي كه آب سر كوه به دشت علامرودشت هدايت مي كند و بال سيه در بالا ترين نقطه ي آن قرار دارد.مه دان: قلات مه دان قله ي بلند ومخروطي كوه در شمال روستاي شلدانسنگاب : قلات سنگ آب قله اي صخره اي و بلند در شمال قلات مه دانشهان:قدم گاه و آب ريز. سه تنگه كه به ترتيب از شرق ، شمال و شمال غربي شلدان ، دهانه ي آن ها رو به دشت باز است.لشكر سرسبز كشتزار: پس از تخريب روستا بر اثر سيل ويرانه ها را تسطيح كرده و كشتزار ايجاد كرداند. اين كشتزار خانه ي سراينده را از سه جهت كاملا محاصره كرده است .تپه اي خاكي:باستاني و بلند در شرق روستا كه آن را قلعه ي شلدان مي گويند.قبادوز: تپهاي مخروطي بادرخت سدري دربالاكه قبادوزش مي گويند ودرنظر مردم پير قبادوز.مقبره فعلي شلدان پاي همين تپه واقع شده است.تمب بت:تپه بتدريچه ها: كه اهالي آن را به كسر اول تلفظ مي كنند.دو دخمه حفاري شده در كمر كش كوه كه اجساد مردگان را قبل از اسلام درآن مي نهاده اند.تخته:كوهي مرتفع واقع در شمال شلدان به نام تخته ي شلدانچال فراخ:دره اي بر تخته ي شلدان از بالا تا پايين شبه زخمي سهمگين كه بر كتف وسينه كسي وارد آمد باشدكلكت: kolakat.سزمين مسطحي در جنوب روستا،محل باز جوانان ونوجوانان ده كه بعد از ظهر ها همه انها جمع مي شدند وانواع بازي ها ومسابقات انجا انجام مي شد.چوله:جوجه تيغي، نام غاري در قلعه شلدان
منابع:
کتاب (گذر از سرمنزل عنقاء) مرحوم ابراهیم محیایی
کتاب (موج عشق ) محمد رفیع طاهری
وب http://shaldani.persianblog.ir/1386_3_shaldani_archive.html

گالری / عکس

بررسی موارد - 0

نظری برای این پست ثبت نشده است

ارسال بررسی

برای ارسال نظر خود ابتدا وارد شوید یا ثبت نام کنید.

موقعیت

ارسال شده توسط :

روستا شناسی
روستا شناسی 2461 جاذبه ی ثبت شده

برچسب ها

جاذبه های مشابه :