بومیسم | شبکه اجتماعی تخصصی گردشگری
جستجو
روستای الله ده

توضیحات

اَلَّدي كجاست؟
الَّدي alladi نام محلي و معروف روستايي ييلاقي و باستاني و بسيار قديمي ست كه در بخش اسالم شهرستان تالش واقع در استان گيلان قرار گرفته است.
اين آبادي قديمي محل سكونت گروهي از اهالي اسالم بوده كه در اسالم به نام اَلَّه ايجallaeij يا اَلَّدجallad,j يعني اهل اَلَّدي معروف بوده و هستند.
براي رسيدن به روستاي اَلَّدي بايد مسير جاده اسالم به خلخال را بيش از چهل كيلومتر بپيماييد تا به يكي از آبادي هاي لَرزرِه larz,re يا چارَسو charasu برسيد. سپس بايد به طرف پايين جاده و به طرف روستاي وَزبنَه vaz,b,na حركت كنيد. براي رسيدن به وَزبنَه اگر در لَرزرِه باشيد بايد به سمت جنوب برويد و اگر در چارسو باشيد بايد به سمت شرق حركت كنيد. به هر حال از هر دو مسير بعد از طي حدود دو تا سه كيلومتر به وَزبنَه مي رسيد. البته مسير لرزه به وزبنه كوتاه تر از مسير چارسو به وزبنه است.اگر در چارسو باشيد مي توانيد با اتومبيل تان به وزبنه برسيد چون جاده ماشين رو دارد ولي اگر در لرزره باشيد مجبور هستيد با پاي پياده به طرف وزبنه برويد. يعني بايد از كِكَمَه دِلَه kekamadela بگذريد و بعد به وزبنه برسيد. از آن جا مسيرتان به طرف وزبنه به دو مسير نسبتاً جدا از هم تبديل مي شود. يعني ادامه راه ماشين رو يك مسير است و طي سراشيبي با پاي پياده هم يك مسير ديگر مي شود.
۱) راه ماشين رو: با اتومبيل تان (البته نبايد احتياط را فراموش كنيد) همان مسيري را كه آمده ايد حدود يك كيلومتر ادامه مي دهيد و به طرف آبادي دزدي قَلَه d,zdi ghala مي رويد. مسير را تا خاندَمِرَه كَش khandamerekash يا همان جايي كه به چراغَلي دوكون ch,raghali dukun معروف است مي رويد تا به جاده قديمي و باستاني (روخون rukhun ) اسالم و پره سر به خلخال مي رسيد. مسير را به طرف اَلَّدي مي رويد به اَلّدي مي رسيد(البته بايد راهنما و بلد راه همراه تان باشد) ادامه مسير تان از اين جا به بعد كمي هموار و بعد كمي سراشيبي ست.
۲) راه غير ماشين رو: بعد از رسيدن به وَزبنَه از هالي مي پرسيد كه الّدي كجاست. البته اگر راهنما و بلد راه داشته باشيد مشكلي نخواهيد داشت. ولي اگر نداشته باشيد بعد از اتمام خانه هاي وزبنه مستقيماً به طرف پايين حركت مي كنيد. ته دره روستاي اَلَّدي قرار دارد. درست در جايي كه قله زيبا و بلند بَرزوكو barzuku به دره منتهي مي شود. در اين مسير پس از گذشتن از بوکی زمی buki zami و مازوئَه ژييَهmazuwa jhiya به اَلّدي خواهيد رسيد.
البته هر دو راه در نزديكي هاي مازوئَه ژییَه mazuwa jhiya به هم مي رسند و در ادامه به الّدي ختم مي شوند.
در روستاي اَلَّدي در فصول سرد سال امروه فقط يك و يا حداكثر دو سه خانوار از چوپان هاي منطقه ساكن اند.ولي در فصول گرم سال حداكثر و در واقع فقط يك خانواده دو نفره يعني يك پدر و يك پسر با نام هاي شعبانعلي جوانمرد(پدر) و علي كه به رحمان و مولو معروف است ساكن اند. اين پدر و پسر وفادارترين الدج هاي دنيا به روستاي اَلّدي هستند كه دوازده ماه سال را در آن جا ساكن اند.
اَلَّدي در گذشته هاآن طور كه پيران مي گويند اَلّدي در گذشته ها داراي رونق زيادي بود. از آن جا كه اين روستا در مسير گذر روخوني(راه بين ييلاق و جلگه كه معمولاً از كنار رودخانه اي مي گذرد) بود كه مسير تردد جمع زيادي از اهالي خلخال و روستاها و آبادي منطقه بود،در فصول مختلف جمعيت اين روستا كم و زياد مي شد. مي گويند اهالي خلخال در روزهاي سه شنبه هر هفته كه زمان برپایي بازار روزسه شنبه در پره سر بود،تا ظهر در آن جا خريد مي كردند،و بعد از ظهر از آن جا حركت مي كردند و تا غروب خود را به يكي از كاروانسراهاي مسير راه يعني (( اژدر )) مي رساندند. شب را در آن جا مي ماندند و صبح فردا حركت مي كردند و تا شب هنگام خود را به الّدي يا كمي بالاتر از آن جا يعني مغازه(يا كاروانسراي) چراغعلي دوكون (چراغعلي عموي پدرم بود) كه در جايي به نام خاندَمِرَكَش مي رساندند. مي گويند اين كاروانسرا طويله اي داشت به طول سي متر كه ترك هاي خلخال كه مسافران مسير بودند اسب ها و الاغ ها و قاطر هاي شان را در آن مي بستند. گويند در برخي شب ها چنان مسافر در آن مغازه جمع مي شد كه كل طويله سي متري از چهارپایان شان پر مي شد و تعدادي از چهارپايان باربر را در بيرون از ان جا و يا در طويله كوچك ديگري كه تعبيه كرده بودند، مي بستند. ترك ها شب هنگام در ان جا مي ماندند و پذيرايي مي شدند و فرداي ان روز بعد از تسويه ی حساب هاي شان به سوي خلخال حركت مي كردند و بعد از گذر از گردنه الماس به خلخال مي رسيدند. هنوز نام دره اي كه از طرف ييلاق كِرمون به طرف پايين مي ايد معروف تركي كَه ربار مي باشد.پدرم مي گفت و از بسياري ديگر از بستگان و ديگران هم شنيده ام كه در گذشته ها ترك هاي زيادي در اين مسير و خصوصاً در قسمت هاي بين الَدي و الماس بر اثر سرما و برف و بوران مي مردند و رفقاي شان نمي توانستند جنازه هاي آن ها را با خود به خلخال ببرند. در نتيجه جسد هاي شان را یا رها مي كردند و يا در زير برف دفن مي كردند . در هنگام بهار برخي از اهالي الدی و یا دیگر آبادی های اطراف با كندن قبر براي شان در همان نقطه دفن شان مي كردند. من حتي برخي از آن ها را ديده ام.مسير عبور كاروان ها هنوز هم معلوم است.

گالری / عکس

بررسی موارد - 0

نظری برای این پست ثبت نشده است

ارسال بررسی

برای ارسال نظر خود ابتدا وارد شوید یا ثبت نام کنید.

ارسال شده توسط :

روستا شناسی
روستا شناسی 2461 جاذبه ی ثبت شده

برچسب ها