جستجو
شهر قطرویه

توضیحات

مركز بخش قطرويه از توابع شهرستان ني ريز از استان فارس به طول جغرافيايي ۵۴ و ۴۲ و عرض جغرافيايي ۲۹ و ۹/۰ وارتفاع ۱۵۹۰ متري از سطح دريا قطره و قطع رود و كدرو و قطرو و قطرويه ناميده شده است. اهميت قطرويه بيشتر به خاطر خط ارتباطي و مواصلاتي بين استان فارس و استان كرمان است.
در برخي از روايات پيشينه آن را به پيش از اسلام و به دوره سلطنت بهرام پنجم مشهور به بهرام گور ۳۸۸ ق م رسانده اند كه البته هيچ مدرك و مآخذ علمي و قابل استفاده در اين باره در دست نيست. در مسالك الممالك اصطخري از مكاني به عنوان قطره ياد شده كه احتمالا همان قطرويه است. مقدسي آن را كدرو خوانده و در يك منزلي ني ريز دانسته است .
ابن بلخي و به تبع آن حمد الله مستوفي تحت عنوان قطره ياد كرده است.
به گفته ابن بلخي شهركي است با آب روان و هواي معتدل و غله و ميوه فراوان.
هسته اوليه قطرويه و ساكنان اصلي آن:
هسته اوليه قطرويه در قسمت جنوب شرقي مي باشد كه احتمالا دسته اي از آريايي هاي ساكنان زاگرس به خاطر توانهاي محيطي اين شهر در قسمت جنوب شرقي كه با كوير قطرويه همجوار است سكونت گزيدند. و به دليل اينكه رودهاي زيادي در كنار اين ناحيه جريان داشته اند و به كوير قطرويه سرازير مي شدند زمينه را براي كشاورزي فراهم آورده بود و همچنين وجود حيوانات متعدد براي شكار باعث شد كه در اين ميان عده اي هم به شكار بپردازند گفتني است كه در حاشيه ي جنوب شرقي و كوير قطرويه نخلستاني وجود داشته است كه آثار و بقاياي نخلستان در حدود دويست سال پيش موجود بوده است اما هم اكنون اين آثار و بقايا به كلي از بين رفته است .
شهر قطرويه با گذشت زمان وبه تدريج به سمت غرب گسترش يافته است اما از بقاياي سكونتگاها هيچ اثري نيست كه احتمالا بر اثر زلزله هاي متعدد با خاك يكسان شده است.گفتني است :يكي از بزرگان قطرويه به نام ميرزا هدايت خان بر روي پوست آهو نوشته بوده است كه :
ششصد و پنجاه سال قبل قطرويه شهر بوده است با قابلیت تجارت و سياحت.
در گذشته قطرويه را رود ها محاصره كرده بودند كه بر اثر طغيان آنها در فصل زمستان و اوايل بهار تمام زمينهاي كشاورزي و همچنين خانه هاي مسكوني كه در حاشيه اين رود بودند به زير آب مي رفتند به همين دليل قطرويه در قسمتهاي جنوبي ، شرقي و شمالي از نظر ساخت وساز
خانه هاي مسكوني پيشرفت نكرده است . از آنچه گفته شد مي توان نتيجه گرفت كه اين شهر داراي قدمت زيادي مي باشد . چنانكه تعدادي قبر در جنوب شهر قرار دارد كه رو به بيت المقدس مي باشد . و اين حكايت از قدمت اين محل دارد .از جمله آثار ديگري كه داراي قدمت مي باشد قلعه بهرام گور است كه به عنوان هسته مركزي و اصلي گسترش شهر محسوب
مي گرددكه به صورت مخروبه در آمده است. اما از نظر ساخت و سازها و گسترش شهر سازمان ميراث فرهنگي در اين شهر ممنوعيتي قائل نشده و اين شهر تحت پوشش آن قرار ندارد.
وجه تسميه :
۱-تمام رود هايي كه از كوهها سرازير مي شد در كوير قطرويه قطع ميگرديد به همين دليل به آن قطع رود و قطرو مي گفتند.
۲- بهرام گور دختر ي به نام قطره داشت كه اسم وي را بر اين شهر نهاد.
۳- به خاطر درختان نخلي كه در گذشته در كوي قطرويه كدر وجود داشته در اصطلاح مردم به نام كدرو خوانده شده است.
عوامل اصلي كه موجب گسترش و دوام شهر قطرويه شده است عبارتند از :
۱- عوامل ارتباطي : يكي از عواملي كه در گذشته و امروزه باعث شد كه اين شهر از نظر تمدن و فرهنگ همراه تمدن و فرهنگ ساير ملتهاي مناطق ديگر حركت كند عامل ارتباط بوده است واين راه ارتباطي كه شرق و غرب گشور را به هم متصل مي كرده است.محل عبور كاروانها و قبايل مختلف بوده است. گاهي اين كاروانها به دليل شرايط محيطي خوب اين منطقه در اين شهر ساكن مي شدند و اهالي بومي نيز از تجارب آنها در زندگي روزمره بهره مي گرفتند و به پيشرفتهايي دست مي يافتند.
۲- عوامل اقتصادي :باتوجه به آنچه گفته شد مردم شهر قطرويه از همان ابتدا به كشاورزي مشغول بوده اند و در كنار كشاورزي ، دامپروري و شكار نيز مي كردند.و نيازهاي خود و ديگران را از اين راهها تامين مي كردند. و امروزه در محل سكونت مردم قطرويه زمينهايي وجود دارد كه به زمينهاي ميان بازار معروف است .كه به احتمال زياد در آنجا مردم كالاهاي خود را با يكديگر مبادله مي كردند.و از نظر اقتصادي مشكل چنداني نداشتند.امروزه با گذشت چند هزار سال مردم هنوز شغل واجداد و نياكان خود را نه تنها رها نكرده بلكه موجب پيشرفت آن نيز شده اندو هر ساله در آمدهاي كلاني به دست
مي آورند.كه تا حدودي موجب رونق اقتصاد قطرويه شده است.
۳-عوامل طبيعي:
بناهاي تاريخي :
۱-قلعه بهرام گور معروف به نارنج قلعه كه داراي يازده برج بوده است و بهرام براي تفريح به اين قلعه مي آمده است . دور تا دور آن قلعه خندقي وجود داشته كه عرض آن ده متر و ارتفاع آن هفت متر بوده است.امروزه اين قلعه خراب شده و تعدادي از مردم خانه هايي بر روي اين قلعه بنا كرده اند.
۲-قلعه فاتح: قدمت اين قلعه به حدود سيصد سال مي رسد اين قلعه در ابتدا به امير حسين فاتح تعلق داشته است. اما پس از مرگ وي قسمتهايي از اين قلعه كه به دليل گذر زمان آسيب ديده بود به دست فرزندش مرحوم هوشنگ خان فاتح تعمير شد.
بلندي ديوار اين قلعه حدود سي متر است و داراي دو درب ورودي يكي به نام خلوت و ديگري به نام اندرون بوده است . وقتي به در ورودي كه خلوت است وارد مي شويم داراي ۵ اتاق است كه اين ۵ اتاق متعلق به انبار گندم بوده است . اما هنگامي از طريق درب ورودي ديگر كه اندرون نام دارد عبور مي كنيم وارد محوطه قلعه مي شويم. در وسط حياط حوض دايره اي شكل را مشاهده مي كنيم كه با سنگهاي مكعب شكل تزيين شده است و اتاقها به صورت دو طبقه بر روي هم قرار گرفته اندو در قسمتي كه خان در آنجا استراحت مي كرده بادگيري و جود داشته كه امروزه قسمتهايي از اين بادگير خراب شده است.
۳-تكيه:
يك بناي تاريخي ديگر كه بنام تكيه معروف است كه درآن زمان ميرزا يوسف خزايي وعبدا… خزايي كلانتر و دهخداي اين ده بوده اند كه با همكاري يكديگر اين بنا را ساخته اند و جلوي در ب آن درخت توتي مي باشد كه درب آن به طرف مشرق باز مي شود وقتي وارد مي شويم سمت راست سه اتاق و در سمت چپ يك اتاق و يك راهرو وجود دارد .در ماه محرم در تكيه مراسم سينه زني و روضه خواني برگزار مي شده است يك منبر وجود داشته كه بالاي آن نوشته شده بود:
بلند مرتبه شاهي ز صدر زين افتاد اگر غلط نكنم عرش بر زمين افتاد
گفتني است كه قدمت آن به حدود چهار صد سال قبل مي رسد .
۴-برج نو: در زمان هاي قديم به علت نا امني فراواني كه وجود داشت اين قلعه در ميان چهار قنات خرم آباد ء صادق آبادءمحمد آباد ءحسن آبادساخته شده بود كه مردم مواد غذايي خود را در آنجا انبار مي كردند كه افراد مسلح از آن نگباني مي دادند كه قدمت آن به پانصد سال مي رسد.
۵- قلعه بالا:اين بدست افراد مهاجري كه به اين شهر آمده بودند ساخته شده است كه بلندي ديوارهاي آن حدود چهل متر مي باشد كه درب ورودي آن به طرف مشرق باز مي شود و در وسط حيات اين قلعه دو سنگ بزرگ وجود داشته كه بوسيله آن روغن كنجد و ذرت مي گرفتند و در اطراف اتاقهاي كوچك زيبائي ساخته شده است كه معماري اسلامي اثر چشم گيري در معماري اين قلعه داشته است و در كنار اين قلعه آب قنات خرم آباد در جريان داشته است كه اين قلعه به قلعه ي علي بگي شهرت دارد.
۶-عمارت آقا رضا خان:حدود چهل متر بلندي ديوارهاي آن مي باشد و دور تا دور آن هر طرف دويست متر كه در سمت راست يك برج و درسمت چپ برج ديگري مي باشد وداري دو درب است كه به طرف جنوب باز مي شود ابتدا وقتي كه وارد عمارت شويم سمت چپ قلعه روي هم رفته ده اتاق وجود دارد كه به صورت دو طبقه روي هم قرار گرفته اند اگر كمي به پيش برويم وارد محوطه اي مي شويم كه اطراف آن اتاقهايي قرار گرفته است بين بيست وپنج تا سي مي رسد كه بيشتر اتاقها براي انبار استفاده مي كردند وهنگامي كه وارد سمت راست قلعه مي شويم حدود هشتاد الي نود اتاق وجود دارد اما به خاطر اينكه درآن زمان ديگر آقا رضا خان توان درست كردن آن را نداشته و به همين حالت باقي مانده است وبه گفتي:يكي از اهالي اين قلعه
بيست وپنج سال زير ساخت بوده است كه قدمت آن به حدود نهصد سال پيش است .
۷-حمام: در قسمت جنوب شرقي قلعه بهرام گور حمامي وجود دارد كه قدمت آن حدود نهصد سال مي رسدكه معماري آن كاملا معماري اسلامي است و درب ورودي آن به طرف شمال شرقي است وقتي كه وارد آن مي شويم دالان آن دايره اي شكل است كه وسط آن يك حوض وجود دارد كه اطراف آن اتاقهاي كوچكي قرار گرفته است كه در زمان قديم قهوه چيها وآرايشگران در آنجا مشغول بكار بودند كه اين دالان از طريق يك راهرو با صحن حمام متصل مي شود كه در قسمتي از صحن حمام اتاقهايي براي دوش گرفتن وجود دارد وكوره حمام كه در كنار حمام قرار گرفته است واز طريق يك راهرو به حمام متصل است كه آب گرم از اين كوره به تمام دوش هاي حمام در تماس است وسقف آن گنبدي شكل وسطح آن سنگ فرش بوده است كه امروزه به علت تخريب قسمتهاي از آن را باز ساز ي كرده اند.
منطقه ي حفاظت شده ي بهرام گور :
اينك در عصري زندگي مي كنيم كه پديده هاي آفرينش بر اثر هجوم انسانهاي متمدن در حال نابودي هستند.ديگر چهره واقعي طبيعت را جز در مناطق بسيار دور از تمدن و صنعت نمي توان ديد.و انسان به حكم فطرت خويش ناگزير از مشاهده شكوه طبيعت و تدبير در اين موهبت هاي الهي است . در چنين برهه زماني كشورهاي جهان از جمله ايران مصمم شدند تا تدابيري اتخاذ نمايند كه حداقل قسمتي از انواع پديده هاي طبيعي را حتي با صرف هزينه هاو زحمات بسيار به صورت دست نخورده و يا كمتر دست خورده حفاظت كنند.منطقه حفاظت شده بهرام گور نيز نمونه اي برجسته از مظاهر طبيعت ايران است كه داراي مناظر منحصر به فرد ونادري از نظر زيبايي و تاريخي همراه با تنوع گونه هاي گياهي و جانوري است كه تا حدي بكر و دست نخورده باقي مانده و به لطف تنوع جغرافيايي و اقليمي سرشار از زيباييهاي شگفت انگيزي مي باشد كه در اين مختصر به معرفي آن مي پردازيم.
منطقه حفاظت شده به محدوده اي از منابع طبيعي كشور اعم از جنگل و مرتع ، دشت ، آب ، كوهستان اطلاق مي شود كه از لحاظ ضرورت حفظ و تكثير نصل جانوران وحشي،حفظ و احياي وضع طبيعي آن داراي اهميت خاصي بوده و تحت حفاظت قرار مي گيرد.
موقعيت جغرافيايي منطقه حفاظت شده بهرام گور قطرويه:
منطقه حفاظت شده بهرام گور در شرق شهرستان ني ريز و در مرز استان فارس وكرمان واقع شده واساسا منطقه اي نيمه صحرايي است. ارتفاع بلندترين قله ي آن دو هزار هفتصد و هشتادوهفت متر وپست ترين نقطه دشتي هزار و ششصد و هشتاد متر از سطح دريا مي باشد .هواي منطقه در ارتفاعات متعدل ودر دشت ها به شكل كويري بروز مي نمايد . ميزان بارندگي بين صد و پنجاه تا دويست وپنجاه ميليمتر متغير و در بخش شر قي آن بيشتر از ساير مناطق است . حد اكثر درجه حرارت در گرمترين ماه سال سي و چهار و حداقل آن منفي پنج درجه سانتيگراد مي رسد.
تاريخچه: اين محدوده كه قبلا بصورت منطقه آزاد كنترل مي شد .در سال هزار و سيصد وپنجاه و يك با عنوان منطقه حفاظت شده بهرام گور تحت كنترل اداره كل حفاظت محيط زيست فارس قرار گرفت كه به جهت غناي زيستي بويژه گورخر آسيابي كه اسم خود را از نام يكي از سلاطين ساساني ايران بنام بهرام گور كه علاقي فراواني به شكار گور داشته گرفته است . در شهر قطرويه كه همجوار منطقه مي باشد،خرابه اي اكنون وجود دارد كه به گفته: اهالي اين شهر استراحتگاه بهرام گور در هنگام شكار بوده است وسعت اين منطقه در حال حاضر چهارصد و بيست هزار هكتار مي باشد كه يك پنجم آن منطقه امن اعلام و هر گونه ورود دامءتعليف و بهره برداري درآن ممنوع است.قسمت اعظم استان فارس با توجه وضعيت آب و هوايي كشور در ناحيه گرم و خشك و نيمه خشك قرار مي گيرد كه شهرستان ني ريز در شرق استان فارس قرار گرفته و استان هاي يزد، كرمان و هرمزگان همسايه مي باشد .
درچنين اقليمي واقع گرديده است اين شهر ستان بر اساس طبقه بندي آقاي پابر كار شناس فائو در منطقه نيمه استپي قرار مي گيرد.
عوارض طبيعي حفاظت شده بهرام گور :
بر روي سلسله جبال زاگرس واقع شده و داراي رشته كوهها و درهها و دشتهاي نسبتا وسيعي به این شرح است. رشته كوههاي كر سفيد، زيارت، كوه سرخ بزرگ
دره هاي آغل سنگي،طبقي،چاه مروي،چاه تيز،گلو معدن،چاه سبز،گليكو،چاه دراز،مغلي،چاه تنگل،
چاه بيد،چكو،چاه بادام،دشتهاي ريگ جمشيد،ده وزير،عين الجلال،چاه ميل،پريا و گرد طول،شوريه و ده برين،چشمه انجير،گزي و قطرويه.
چشمه هاي فراواني نسبتا خوبي در سطح منطقه حفاظت شده وجود دارد و در طول سال با توجه به ميزان بارش متغير و تعدادي از چشمه ها نيز فصلي مي باشد كه درتابستان و پاييز خشك
مي شوند ديگر مناطق آبي منطقه شامل تعداد زيادي چاه و قنات و سه دستگاه تلمبه بادي
مي باشد.
پوشش گياهي:
مراتع موجود از زمانهاي قديم مورد چراي سنگين قرار گرفته به طوري كه در اكثر نقاط مفهوم واقعي خود را از دست داده است و هم اينك خاك در معرض فرسايش شديد قرار گرفته كه با ادامه اين روند روز به روز اوضاع پوشش گياهي وخيم تر شده و در صورت عدم توجه به ميزان تحمل منطقه منجر به نابودي كامل مراتع و فرسايش شديد خاك خواهد شد .
ازدياد جادههاي دسترسي به معادن و حضور دام در جنگل تجدد حيات به طريق بذر را به حداقل سوق داده و قطع بي رويه در گذشته سبب گرديده تا تعداد درختان مادري كاهش يابد و در فرصت كوتاه بعد از توقف قطع شديد جنگل تا حدي به طريق دانه زاد يا بيشتر به صورت شاخه زاد حيات خود را باز يافته و سيماي كنوني را رقم زده است كه اكثرا شاخه زاد ملاحظه مي گرديد. شرايط رويش درختان بنه تغريبا در تمامي منطقه حفاظتي بهرام گور فراهم ميباشد و احياي جنگل بنه به روش دانه زاد و كيكم به روش شاخه زاد وبادام به روش دانه زاد مناسب منطقه بوده و نتيجه مطلوبي مي دهد.در تيپ بنه اثرات تخريب مصنوعي بيشتر از تخريب طبيعي مشهود استو در ميان تخريب مصنوعي چراي دام در جنگل و بيتوته دامدار و قطع درخت و ساير عوامل مخرب تر و از هشتادو پنج درصد فراتر رفته است.
گونه هاي گياهي :
به طور كلي عوامل آب و هوايي ، توپو گرافي و خاك در تشكيل گونه ها و جوامع مختلف گياهي نقش اساسي دارند . در منطقه بهرام گور گونه هاي گياهي به شرح زير است:
درمنه ، گونها ، قيچ ، آبنوس ، تاغ ، شوره ، جاشير ، گل خنك ، بنه ، بادام وحشي ، كيكم و آنغوزه كه داراي ارزش دارويي صنعتي و حفاظتي است.آويشن ، گل گاوزبان ، شيرين بيان ،زيره ، شاتره ،كاكوتي ، خاكشير ، سريش ، اسكنبيل ، انجير ، تنگس ، كلاه ميرحسن ، گرگ تيغ ، كنگر، زو ، كوما ، رواس ، خشخاش وحشي ، شكر تيغال ، سير و پياز كوهي ، گونه اي شقايق زرد ، سالسولا ، كاروانكش ، كهورك ، چوبك ، ريش بز ، اسفند ، مرتلخ ، خوشك ، گز ، ني ، دافنه و خارشتر . ضمنا عرصه اي به ميزان پنج هزار و پانصد هكتار در طرفين جاده قطرويه سيرجان به صورت عريان و فاقد پوشش گياهي مطلوب و نمكزار مي باشد.
حيات وحش :
بهرام گور داراي اكوسيستمي نيمه كويري و نسبتا خشك بوده كه به لحاظ آغاز اقليم خشك از همين منطقه زيستگاه بسيار متنوعي براي گونه هاي متعددي از وحوش و گياهان مي باشد كه تعدادي از آنها در كشور و قاره آسيا كمياب هستند . وجودرشته كوههاي نسبتا مرتفع و دشتهاي وسيع و تپه ماهورهاي متنوع موجب شده است كه در طول ساليان گذشته وحوش اين منطقه بطور طبيعي مورد حفاظت قرار گيرند . تعداد گونه هاي حيات وحش و جمعيت آنها كه علاوه بر وضعيت مطلوب زيستگاهي توسط اداره كل حفاظت محيط زيست فارس نيز تحت كنترل ونظارت ويژه قرار دارد نسبتا مناسب بوده كه مي توان منبع ذخيره مهم ژنتيكي جانوري و گياهي كشور و جهان در چنين اقليمي محسوب گردد. گونه هاي مهم حيات وحش اين منطقه عبارتند از: گورخر ، جبير ، قوچ و ميش ، خرگوش ، يوزپلنگ ، گربه وحشي ، گرگ ، كفتار ، شغال ، كل وبز ، تشي ، روباه معمولي .
جبير : جبير حيوان علف خواري با تعداد نسبتا معدود و فعلا در بعضي از دشتهاي بهرام گور مشاهده مي شود.جبير حيوان كوچكي است كهارتفاع شانه نوع نر آن به شصت و پنج سانتيمتر و وزن آن به بيست و پنج كيلو گرم بالغ مي شودو نوع ماده آن تا حدودي كوچكتر است.جبير از آهو كوچكتر و باريكتر است. نر و ماده آن هر دو شاخ دارند.شاخ جبير از روبرو مستقيم به نظرمي آيد در حالي كه شاخ آهو از روبرو انحناي مخصوصي شكل چنگ موسيقي دارد.جبير ماده داراي شاخهاي كاملا مستقيم است كه از نظر طول به اندازه شاخ جبير نر است ولي از نظر قطر نصف آن است. به دليل زندگي در بيابانهاي كم آب و علف جبير به تعداد زياد در يك گله ديده نمي شود .تعداد جبير هاي گله حداكثر ممكن است به بيست راس تا سي راس برسد. فصل جفتگيري در منطقه بهرام گور در شهريور و مهر ماه است.ماده هايك يا دو نوزاد در فروردين و ارديبهشت به دنيا مي آورند. در سالهاي پرباران گاهي عمل زايمان در پاييز نيز تكرار مي شود.
گور خر :
اين حيوان وحشي علف خوار در بعضي از مناطق نيمه كويري ايران زيست مي نمايد .كه مهمترين زيستگاه آن در حال حاضر منطقه حفاظت شده بهرام گور قطرويه مي باشد.
گور خر همان اسب وحشي غرب آسياست.از زمانهاي قديم نژادهايي با اين خصوصيات از مديترانه تا مغولستان مي زيستند . اما امروزه پراكندگي گور محدود به كوير مركزي و قسمتهايي از خراسان ، كرمان و فارس است كه اينها نيز در منطقه تحت حفاظت ويژه زندگي ميكنند.كوچكترين نژاد آن يعني گور سوريه امروزه احتمالا منقرض شده است.
يوزپلنگ:
جمعيت اين حيوان درگذشته نه چندان دور در اكثر نقاط كشور فراوان بود. اما به علت تخريب و از بين رفتن تعادل زيستگاهي و كاهش جمعيت وحوش خصوصا از بين رفتن حيواناتي آهو و جبير و خرگوش كه غذاي اصلي اين زيباي پر ابهت را تشكيل مي دهند جمعيتش را كاهش داده به طوري كه در حال حاضر جز در بعضي از مناطق نيمه كويري و حاشيه كويرهاي ايران آن هم تعدادي انگشت شمار در كمتر كشوري يافت مي شود.بجاست كه در اين مقوله يادي از محيط بانان با تجربه خصوصا جعفر شكاري و مرحوم جعفر ارچنداني كه از بنيان گذاران منطقه بوده و حتي در راه حمايت از انفال دو عزيز گرانقدربه نامهاي منصور و اكبر شكاري به انگيزه حفظ مظاهر الهي هديه داده است .
پرندگان :
از نظر تعداد گونه زياد نيستند اما گونه هاي خاصي از پرندگان كه شرايط زيستگاهي خشك و بياباني را ترجيح مي دهند و مي توانند در اقليم خشك زيست نمايند در اين محدوده وجود دارند .
اين پرندگان كمياب و قادر بر ارزش زيستي منطقه مي افزايند .به علت عدم وجود تالاب و درياچه و رودخانه پرندگان آبزي و كنار آبزي در منطقه زيست نمي كنند ولي در سالهاي پرباران كه آب در قسمت جنوب شرقي قطرويه بخشي از ارضي دشتي را فرا مي گيرد تعدادي از پرندگان آبزي به بهرام گور مهاجرت مي نمايند و جمعيت نسبتا زيادي از پرندگان خصوصا كبك و تيهو در اين منطقه اطراق مي كنند.
پرندگان عمده منطقه عبارتند از:
هوبره ،كه در اين محدوده بصورت بومي و مهاجر زيست مي نمايد از پرندگان غير شكاري بزرگتر بوده و وجود آن در دشتهاي منطقه جلوه و ارزش فوق العاده اي به اين زيستگاه قادر بخشيده و گاه با دو يا چهار تخم در بهرام گورزاد آوري را تداوم مي دهد . كبك و تيهو ء بيشترين جمعيت پرندگان بهرام گور راتشكيل مي دهند. از ديگر پرندگان مي توان شاهين ، بالابان ، بحري ، دليجه ، عقاب ، لاچين ، ترمتاي ، جغدكوچك ، مرغ حق جنوبي ، ساركپه و زاغ بور ، كوكرشكم سياه ، كبوتر چاهي ، قمري ، شبگردمعمولي ، سبزقبا ، زنبورخورك ، هدهد ، بادخورك ،داركوب باغي ، چكاوگ ، سنگ چشم ، پري شاهرخ ، زاغ ، زاغ نوك سرخ ، غراب ، ميوه خوار ، مگس گيرخالدار ، چكبوته اي ، كمر كولي ، كي لو ، چكچكها ، دم چتري ، گلوسرخ و دم جنبانك مي توان نام برد.
خزندگان:
از آنجا كه بهرا گور منطقه خشك و نيمه كويري است با بر خورداري از گونه هاي متعدد جوندگان و انواع حشرات محيط مناسبي را براي زيست تعدادي از خزندگان نظير ( شتر مارشيرازي ، افعي شاخدار ، تير مار ، مارهاي گرگي ، مار پلنگي ، شتر مار ، مار قيطاني‌ ، سوسمار ، مارمولك، بزمچه، لاگپشت ) دوزيستان و ماهي ها قنات را به وجود آورده است.
قابليت هاي توريستي منطقه:
چون بهرام گور بين سه استان فارس ،كرمان و يزد واقع شده و از سويي جاده شيراز ، بندر عباس و كرمان از كنار اين منطقه عبور مي نمايد از موقعيت بسيار مطلوبي براي جذب توريست برخودا است .وسعت زياد منطقه و تنوع زيستي آن و آب و هواي نسبتا خوب و ديدن گونه هاي گياهي بويژه در فصل بهار كه سراسر محدوده را گل و سبزه فرا مي گيرد و حيوانات وحشي متنوع منطقه خصوصا جمعيت بسيار زياد كبك كه همگي انگيزه هاي مهم فراخوان توريست مي باشد .
اقليم:
متوسط ساليانه درجه حرارت در قطرويه بالغ بر هفده درجه سانتيگراد است . حداقل درجه حرارت منفي نه درجه وحداكثر مطلق آن چهل ويك درجه سانتيگراد است .
ميزان كل بارندگي از سال هزار و سيصد و شصت وچهار تا پايان سال هزاروسيصد و هشتاد ويك يعني طي هفده سال سه هزار و دويست و پنجاه و پنج ميليمتر بوده است.
گرمترين ماه سال مرداد ماه و مرطوب ترين ماه اسفند ماه مي باشد.جهت وزش بادها در تابستان از شرق به غرب و در زمستان از شمال به جنوب مي باشد.
كشاورزي قطرويه :
مهمترين منبع در آمد در شهر قطرويه كشاورزي مي باشد.كه به صورت ابي است. اين كشاورزي به صورت سنتي ولي آميخته به تجاري است . محصولات آن گندم ، جو ، انار ، بادام ، پسته ، پنبه ، گنجد ، گوجه ، بادمجان ، خيار و هندوانه است . كل مساحت زير كشت محصولات مختلف سه هزار و نود و دو هكتار است و دو هزار و دويست و سي هكتار زمين آيش وجود دارد.
و چهارصد هكتار بادام باغي بارور و هزار و دويست هكتار پسته بارور و پانصد هكتار انار بارور و چهار هكتار زيتون بارور در قطرويه وجود دارد.

گالری / عکس

بررسی موارد - 0

4.5

موقعیت

ارسال شده توسط :

شهرگرد
شهرگرد 1220 جاذبه ی ثبت شده

برچسب ها

جاذبه های مشابه :