بومیسم
جستجو
روستای خورنگان

توضیحات

خورنگان واماکن و آثار تاریخی
هرچنـدبسیاری ازجاذبه هاوآثارتاریخی روستا براثرحوادث طبیعی وعدم استحکام لازم وساخت وسازآن هاازخشت وگل،درطول ایام دستخـــوش ویرانی گردیده است، بااین وجود همین چنداثرباقی مانده حکایت ازقدمت روســــتاوشاهدی برپویایی وزندگی مردمان آن ازگـــذشته تاامروزمی باشد.دراین قسمت نمونه هایی ازاین آثارارزشمند را ذکرمی نماییم.
امــــام زاده شاه الدین:
– بقعـه ­ی مبارکه امام زاده شاه الدین ازنوادگان امام موسی الکاظم(ع)دربین اهالی امامزاده شاه دین مشهوروبنای این امامزاده درقسمت غرب روستا وکنارکوچه­ی اصلی که مسیرراه ارتباطی روستـای خورنگان به روستـــــای میانده می باشدواقع است.در سندی بادست­خط حاج علی فلسفی(لطفی زاده)با مهروامضای ایشان وسیّداحمدطالب الحق درمشـهدمقدّس که اصل آن نوشته دردست آقای محمّــــدمریدی فرزند(مرحوم مشهدی نصرالله­مریدی ازبانیــان وبازسازی،امامزاده)نام چندمنبع که درآن به ذکراین امام زاده پرداخته،اشاره گردیده است.که به چندموردآن اشاره می گردد.
-امامزاده شاه الدّین نصبَش به حضرت موسی بن جعفر(ع) می رسدودرروستای خورنگان، بخش نوبندگان، شهرستان فسا دفن گردیده است،
«شریف رازی شیخ محمّد، ص ۹۴، کتاب گنجینه­ی دانشمندان جلد ششم»
(کتاب،ایرانشهر،جلددوّم-ص۱۳۷۷. شیخ­علی­فلسفی،در۲۰هزارمزارزیارتگاه جهان درصفحـه ­ی۱۰۶راجع به امامزاده شـاه دین ازکتب بزرگان راجع به شناسایی این بزرگوار مدارکی جمع آوری کرده.
«فلسفی شیخ علی چهارهزارزیارتگاه جهان»
-کتاب شجره­ ی طیبه­ ی امامزادگان استان فارس: تألیف سیّداسحاق حیدری و به کوشش سیّدحبیب الله موسوی،(هرچنداشتباهات فراوانی درخصوص مناطق واسامی مکانهای دفن امامزادگان درآن کتاب مشاهده نمودم.)تصـویرجلدکتاب و اصل شجره نامه امامزاده شاه دین،که بانام سیّدزین،یاشاه زین که یکی با۱۲واسطه ودیگری با۱۷ واسطه به امام هفتم (ع)می رسندمشاهده می کنید، برای کسانی که واقف وآگاه به زبان عربی هستند به خـوبی روشن است،که دوحرف دال وذال(د،ذ)بسیاربه یکدیگر نزدیک ودربسیاری ازاسامی یکسان نوشته وازمعنی چیــزی راکم نمی کند چنانکه کلماتی مثل(استاد با استاذ)نیز بر گرفته ازهمین تشابه است.حال سؤال می شود آن اسم با(ز)نوشته شده وربطی به دال و ذال ندارد، بایدگفت ماکلمات بسیاری داریم که باحروف متفـــاوت نوشته شده که برای نمونه،کلمه­ی(مصیّب با مسیّب)،(حوله با هوله)،یادرقرآن کلمه­ی«مسیربامصیر».هرچند بسیاری ازمردم اسامی راباتوجّه به ظاهر آن اسم شناخته وکمتربه معنا توجّه دارند، این اسامی هم دارای معناوهم مسمّایند. و ازهمه مهمترزمانی که قرآن بدون اِعـراب( اَ،اِ، اُ، و…..)نوشته می شدتفاوت حروفی چون(ب،ت،ن،ث،ی کوچک،س با ش،ص با ض،وحروف ع و غ وح، خ، ج با یکدیگر)چگونه تشخیص داده می شد، جزبا توجّه به معنای کلمه .ولذا نقش آن حروف نیزباتوجّه به معنامشخص می شد،مطلبی دیگرراجع به اینکه دواسم ازدوجهت با واسطه های متغیرپیش رو است واسم «السیّدزین» یک جا با نام پدری به نام «ابوفضل محمّد»داریم که با ۱۲واسطه به امام معصوم می رسد ودیگری با نام پدری به نام«ابوبکر»که با ۱۷واسطه به امام معصوم منتهی می گردد. دراین خصوص بهترین راه شناخت این است که تاریخ تولّد آن امام زاده روشن شود یا درزمان حیات اوچه حکومت یا پادشاهی حاکم بوده است. مشاهده می نمایید که۵ واسطه مورداختلاف بین آن دو اسم، نزدیک به ۲۰۰سال است وهمین مدّت زمان کاررا مشکل کرده ودرکتابهای معتبری چون: تحفه الازهارجلدسوّم ،المِشجـارالوافی و روض المِعطار نیزمشخص نشده است که کدام یک ازاین دو بزرگـواردرروستای خورنگان وکدامیک درجای دیگری مدفون است.نکتــه­ی دیگر این که امروزه دربیشترخـــانواده های فامیل نزدیک اسامی شبیه به هم، رافقط می توان از نام پدران آنان متمـایز نمود.هم چنان که درگذشته هم این تشابه وجودداشته است. بااین دلایل نقلی وعقلی نمی توان انتساب این بقعه رابه هرکدام ازاین دوامام زادگان ذی شأن انکارنمود.دراینجا هردواحتمال ازسلسله­ نسب امامزاده شاه الدین نقل میگردد. الف: امامـزاده شاه الدین یاابراهیم فرزندابوبکرفرزندابوالعزم، فرزندعبداله، فرزند ابوالسعادات، فرزندابوالفایزعادل،فرزندمسعود،فرزند یعقوب فرزنداسحاق ارسلان فرزند یحیی فرزندعلی فرزندحسین فرزندابوالحسن محمدفرزندابوعبداله اثرم فرزندابوالطیّب طاهرفرزند ابوعبداله الحسینی فرزندموسی ثانی ابی السبحه فرزندابراهیم المرتضی فرزندحضرت امام موسی ابن جعفرالکاظم(ع).
ب:امامـزاده شاه الدین فرزندابوالفضل محمدفرزندابومحمدیحیی فرزند ابوالحارث محمد فرزندابوالحسن علی مشهــــوربه ابن دیلمیــه فرزندابوطاهرعبداله فرزند ابوالحسن محمدفرزندابوالطیّب طاهرفرزندابوعبداله الحسینی فرزندموسی ثانی ابی السبحه فرزند ابراهیم المرتضی فرزندحضرت امام موسی ابن جعفرالکاظم(ع).
ازاوّلین سنگ بنای این امام زاده اطّلاع دقیقی دردست نیست، امّاازشـواهدموجود چنین برمی آیدکه این کار، همزمان با دیگربناهای روستا صورت گرفته باشد.آنچه مشهورتراست ، بعدازگسترش روستـاوخارج شدن مردم ازقلعه ای به نام «قلعه کهنه»سوّمین مکان انتخابی زندگی مردم، بقعه­ این امامزاده نیزساخته شده است. که تقریباً به سال ۱۰۸۰ ه ش مربوط می­گردد.درسال ۱۳۴۶ ه ش گنبد کاشی کاری شده فیروزه ای رنگ و ساختمان امامزاده که احتمال شکستگی وریزش داشت برداشته شد وبه جای آن گنبدی فلزی و ازپیش ساخته شده نصب گردید.درهمین دوره سقف ساختمان به جزقسمت زیرپای گنبد وطارمه های آن یعنی (کاریدور)اطراف نیز به وسیله چوب پوشیده وبدنه­ ساختمان ازخشت خام ساخته شده بود.
درهردوسوی(شرقی وغربی)ساختمان دوحوض بزرگ وجودداشت که همیشه ازآب تمیزپر بود ودرختان بزرگ توت ولیمو وسروهای بلند وگز برزیبایی این مکان می افزود.
حیاطی وسیع با دو درب ورودیِ تودرتو ودالانی بزرگ ویک سکوی استراحتگاه واتاقی به اندازه­ی سه درشش متر درقسمت شمالی دالانِ ورودی قرارداشت.با وجودی که درون دالان تاریک بود امّا ازیک جلوه­ی خاص برخورداربود. دیواری گلی،این مکان رادرخود جا داده بود وسایه­ درختان ودیوارها محل مناسبی برای رهگذران ومهمانانی بود که ساعاتی ازروزدرکنارخادمین وزایرین می نشستند وهمیشه عدّه ای اززنان همسایه­ امام زاده دراین مکان به پاک کردن سبزی یاریسیدن پشم یا بافتن روآل برای دوخت گیوه(نوعی کفش)مشغول بودند.
درقسمت ورودی قبل ازرسیدن به درب اصلی حیاط امام زاده را(جایی که الان درب بزرگ ورودی روبه قبله­وقسمت عمده حیاط وفضای آن رابه جاده فعلی اختصاص داده اند) درختان بزرگ وفراوان گزاحاطه کرده بود که عبور ازمیان آن ها دشوارمی نمود.آب این درختان وحوض داخل ازجوی آبی که ازطریق رشته قنات غربی امام زاده وباعمق کم جاری­بود(ازآب رشته قنات قاسم آباد) تأمین می گردید. پس ازآن به وسیله آب چاه یا تلمبه­ی برادران آقایی که در باغ خودایجاد کرده بودند تأمین می شد. درپشت دیوارجنوبی امام زاده(همین­حیاط وسیع جنوبی امروزی)دوّمین قبرستان روستاقرار داشت که تا سال ۱۳۴۹درگذشتگان دراین مکان دفن می شدند.درسال۱۳۵۲دبستان دخترانه ای به نام ۲۵ شهریوردرهمین مکان ساخته ودرسال ۱۳۷۷به خاطرفرونشستن ساختمان بکلّی آن راتخلیه وسپس ویران نمودند. سنگ یادبودبیشتر اموات بردیوار امامزاده نصب گردیده بودند.
یک دهانه­ چاه ازرشته قنات قاسم آباددرجنوب غرب امام زاده به صورت تونل باچندپله ساخته بودندکه اهالی واردآن می شدندوازآب آن برای نوشیدن وشستشوی و غسل مردگان استفاده می نمودند. برسردرب ورودی امام زاده سنگی قرارداشت درابعاد۵۰ در۵۰ سانتیمترکه روی آن چهاربیت از قصیده­ی سعدی بزرگ خود نمایی می کرد بامطلع:
«دولت­جاوید یافت هرکه نکو نام زیست…… » ودرگوشه­ی دیگرشعری ازمرحوم حاج غلامرضاجمالی دیده می شد که روی آن نوشته شده بود:
زَهی به خاک دَرَت از رَهِ پریشانی به هر صـــــباح نَهَـــد آفتــاب پیشانی
رضا امام من است ومنم غلامِ رضا مراست چشم شفاعت زحضرتش به جزا
بردیوارهای بیرونی ساختمان امام زاده،سنگهای یادبود درگذشتگان که هرکدام با اشعار و زبان حال خاصی ازشرح دوران زندگی وچگونگی رفتن آنان حکایت می کرد نقش بسته بود. درب اصلی حرم ازجنس چوب به اندازه­ یک ونیم دردو ونیم متربود .ضریح آن نیزازجنس چوب سبزرنگ بود.درداخل ضریح امام زاده،دوقطعه سنگ بسیارصاف وخوشرنگ که یکی ازآن ها یک کیلو و دیگری دوکیلو وزن داشت. اهالی روستابراین باورند که حرکت دورانی هرکدام ازاین سنگ ها برروی انگشتانِ شستِ حاجت خواهان دلیلِ برآورده شدن حاجت آنان است. دو نفرروبروی هم می نشستند و مشت های خود را می بستندوپشتِ دستِ گرهِ شده را به پشتِ دستِ گرهِ کرده­ی نفرروبرو می چسباندند وهردو نفرانگشتان شست خودرا به طرف بالا نگه می داشتند وشخص دیگری آن سنگ را برروی شست­های آن دو که مجموعاًچهارانگشت شست می شد قـرارمی داد وبا آرامشی خاص که دستها ثابت بماند، بایدسنگ برخلاف عقــربه های ساعت به چرخش محسوسی درآید. اگراین حرکت انجام می گرفت، دلیلی بر به اجابت رسیده شدن حوایج فرد واگرسنگ حرکت نمی کرد یا برخلاف جهت مورد نظرمی چرخید دلیل بر به اجابت نرسیدن خواسته­ی فرد بود. درسال۱۳۷۴به همّت اهالی وشورای محل وبا اقدامات محمّدمریدی فرزندمرحوم مشهدی نصرالله ساختمان امام زاده برای بازسازی با سبک مهندسی وزیبا، با زیربنایی محکم به طورکلّی ویران نمودند،نقشه­ آنراسرکارخانم دکترمریم همایونی دخترمرحوم تیمسارسیّد محمودهمایونی بدون دریافت وجهی طراحی ونظارت نمودند که درحال حاضرنــــود در صدکارهای اساسی انجام گرفته است.دوگلـــدسته زیبا وبلند این بقعه درسال۱۳۹۰به ساختمان اضافه گردید.
درخبرهای پیشینیان شنیده شده است،که این امام زاده بارها اهالی راازخطراتی بزرگ نجات داده است.ازهمین­خبرها بروزسیل درسال۱۳۱۱می باشدکه مردم باحضور درامام زاده وتوسّل به او ازخطر­احتمالی نجات یافتند.ودریک خبردیگر،گویا دزدی شبانه به قصددزدیدن درب های امام زاده وارد این مکان شد ودرب ورودی را کنده وبردوش گرفته، وبه­راه می افتد،پس ازاینکه مقداری ازمحل دورگشت احساس می کندچشم هایش جایی نمی بیند. درب را زمین می گذارد.متوجّه می شود چشم هایش می بیند .دوباره درب را بردوش گرفته وراهی می شود،چند قدمی رفته دوباره احساس می کند جایی را نمی بیند. این عمل چند بارتکرار نمود ،تااینکه متوجّه می شودکه باید نظرش را عوض کند.لذا درب را برداشته به طرف امام زاده برمی گردد. وقتی می فهمد که کارش اشتباه بوده است درب را آورده ودرسرجای اول خود قرارمی دهد وشرح ماجرا رابرای مردم می گوید. پس ازآن خود درب رابرجای خوداصلی نصب می کند. هنوزهم مردم ماوزایرین دربرآورده شدن حاجات خودبه این امام زاده باوردارند.
درمورد پیدا شدن سنگ قبرامام زاده نیزروایتی قابل شنیدن است.
گویا قبل ازاینکه دراین محل ساختمانی ایجاد گردد، این مکان زمین کشاورزی بوده ودرآن کشت و­زرع صورت می گرفت، صاحب زمین که قصد ساختن خانه داشته است مشغول چیدن خشت ها برروی هم می شود .صبح روز بعد متوجّه می شود که خشت هاکناری گذاشته شده­اند.این کاررا روزدوّم هم انجام داد.روزسوّم هم همین جریان اتّفاق افتاد.اوجریان را برای­دیگران نقل می کند.مردم درمحل جمع شده وزمین را کاوش کرده ومتوجّه سنگ قبری می شوند. هرچند برروی سنگ به طورواضح چیزی خوانا نبود.امّامردم با توجّه به شنیده های قبلی خودازدیگرافراد درمورد وجود امام زاده ای درروستا،تصمیم به ساختن بارگاهی دراین مکان می گیرند. سال ها مردم به دنبال یافتن تذکره ونام ونشان دقیق این امام زاده به مراجع وکتاب های معتبررجوع نمودند وهربارباموارد متفاوتی دراین خصوص روبروشدند.به طوریکه عدّه­ای ازیافتن شجره نامه آن مأیوس گردیدند ودچارشک وتردید­شدند.حال که با توجّه به اسناد معتبراین مطلب روشن گردیده است، بااطمینان بیشتری نام واقعی واصلی امام زاده مورد توجّه قرارگرفته است.
ازجمله اعتقادات اهالی درزمان های گذشته این بودکه اگرطفلی ابتدادندان فک بالادرآورد نحـوست دارد وبرای خلاصی ازاین نحوست،طفــل را برپشت بام امام زاده می بردند وچند نفردرپایین درکف حیاط،چهارگوشه ازچادری راگرفته وباز می کردند وطفل راازبالا به پایین
داخل چادر­می انداختند.به این ترتیب معتقد بودندکه اگرمشکلی درزندگی آن خانواده یاخودطفل باشد از برکت توسّل به امام زاده برطرف خواهد شد.
مسجد جامع خورنگان درمحل پایین:
بنای اوّلیه مسجدجامع دقیقاً مشخص نیست، امّا ازشواهد وقراین موجــودچنین بر می آید که به سال های ۱۱۰۰ش مربوط شود. چراکه نوشته های روی دیوارآن مسجد ،آثارخطی افرادی که ذکرشان درمیان باسوادان وخطاطان ومکتبی هاست، به آن دوران تعلّق داشته وبه گفته ی بیشتر اهالی قدمت این مسجد به ۲۸۰ سال قبل برمی گردد.
متأسّفانه اوّلین مسجدجامع روستا درسال ۱۳۴۶جهت نوسازی درهمان محل اوّلیه به کلّی تخریب شد.آن مسجد دقیقاً شکل واندازه مسجدجامع قدیمی وفعلی روستای های کوشک قاضی و سنان فسا بود،که برروی یکی ازستون های چهارگوش عبارت «یاعلی» باخط کوفی بزرگ نقش بسته بود و۸ ستون مکعبی داخل مسجد،سقف گنبدی شکل آنرا تحمّل­می کرد. گنبدی بزرگ دروسط ودوگنبد کوچکترجهت شمالی وجنوبی سقف صحن قرار داشتند.کف صحن اصلی مسجدحدود نیم متر پایین تر ازکف حیاط مسجد بود وبا فرش زیلوی یزد بافت پوشیده شده بود. برروی دیواره داخلی حیاط، این شعرازمرحوم آقا محمّد رضا آقایی باخط ایشان زینت داده شده بود.
سجده نبوَد ز ریا برسرِمـحراب قبـول شو به اخلاص و ارادت به عبادت مشغول
جنس وتنباکو دراین سجده گه انبارمکن گرکنی لعــن خـــدا برتو ونفرین رسول
گویااین شعرهشداری بودبرای کسانی که ازمسجد به­عنوان محلی برای انبارکردن اجناس یا کسب وکاردنیایی استفاده خواهند کرد.چرا که درآن ایّام مسجد ازدوطرف دیواره کوتاهی داشته وعدّه­ای برای خشک کردن محصول زراعی ازصحن بزرگ و پاک مسجـــد استفاده می کردند. هم چنین سنگی به ابعاد ۵۰ در۳۰ سانتی مترکه نام مقدّس چهارده معصوم برآن نقش بسته که آن هم باخط مرحوم محمّدرضاآقایی بود، بربالای محراب قرارداشت. آن کتیبه درداخل مسجدجامع تاسال۱۳۹۰ بربالای محراب قرارداشت.
مسجدجامع امروزی،ابتدامسجدی بازیربنای۱۷۰مترمربع وسقف آن ازچوب وورق فلزی (شیربانی یاشیربامی)درسال ۱۳۴۹ساخته شدودرضلع شرقی حیاط مسجــدنیزطارمه­ای باچنددرگاه بامعماری سنتی، جهت نماز گزاران درفصول بهار وتابستان توسّط مرحوم حاج کاکاجان شریفی ساخته شد.که به آن مسجدحاج کاکاجانی گفته می شد. آن قسمت هم در سال ۱۳۸۴برای ایجاد فضای بیشتر ویران و به حیاط مسجد افزوده گردید.درسال ۱۳۸۶شروع به احداث ساختمان جدیدی با معماری مهندسی وزیبا درکنارمسجـــــــد جامع فعلی درزمینی با وسعت ۱۴۶۰ مترمربع،بازیربنای۵۰۰مترمربع،درمحل باغچه مسجـــــــد موسوم به باغچه­ی لطف الهی(ضلع شمالی)و درروزعاشورای۱۴۳۱ ق برابر باششم دیماه ۱۳۸۵طی مراسمی با نماز ظهرعاشــــــورا افتتاح گردید.که یکی اززیباترین ومستحکم ترین مسـاجداست. بااتمام وتکمیل این­مسجدساختمان قبلی دراردیبهشت سال کاملاٌ۱۳۹۱تسطیح وبه فضای این مسجدافزوده گردید.
مسجد ولی عصر محل بالا :
این مسجدسال۱۳۴۹درمحل بالا و درزمین و منزل مسکونی مرحوم قیطاس جمالی فرزندرییس بخشی که خودجهت ساخت مسجدوقف واهـــــــداءنمود،ساخته شد. زیر بنای این مسجد۱۲۰مترمربع میباشد.این مسجدبادیوارمنزل مسکونی پدری بنده متصل وازآن مسجد درآن سال ها خاطرات شیرینی درذهن بنده باقی مانده است.
مسجدامام حسن عسکری درمحله عشایری بالای ده:
درغرب روستا ازسال۱۳۶۰عشایر محل بالا با همکاری و مساعدت اهالی شروع بنای این مسجدنمودند.این مسجددرزمینی به وسعت۲۰۰۰مترمربع بازیربنای ۸۰ مترمربع ساخته شد. ازمیان افرادی که بیشترین خدمت و همکاری برای بنای این مسجدکردند، مرحوم شیخ بهرام نظری پدرعلی نظری ودیگری مرحوم غلامحسین جهانگیری ازعشایر این منطقه بودند.
مسجدحضرت ابوالفضل (ع)
این مسجدازسال ۱۳۸۷با زیربنای ۷۵ مترمربع درزمینی باوسعت۲۰ در۲۸متردرمحل عشایرپایین واقع درکوچه شهیدصحبت الله برسو شروع به ساخت گردید. بانی این مسجدآقای علی شیروانی فرزندمرحوم خداداد وازمعتمدین روستا می باشند. امید است درآینده ای نزدیک این ساختمان به بهره برداری رسد.
حسینیه اعظم محل پایین:
این حسینیه درسال۱۳۴۴به همّت اهالی درکنارمسجدجامع ساخته شد، ابتدا سالنی به گنجایش ۷متر در۱۴متر و سپس درسال ۱۳۵۰درکنارآن سالن بزرگتری باگنجایش ۱۲در ۲۵ متر­که جمعاً زمینی به مساحت ۳۰۰۰ متررا دربر دارد، گسترش یافت. پس از اجرای طرح بهسازی معابر وتغییرمسیر کوچه­ی جنوبی حسینیه، درسال ۱۳۸۷ مقدار۱۰۰۰متر دیگر به حیاط­جنوبی آن افزوده گردید. این حسینیه مرکز برگزاری اکثرمراسم مذهبی واجتماعی وعمومی، خصوصاً در ایّام محرم وصفر می باشد. با توجه به حجم برنامه های جانبی این حسینیه درتاریخ فروردین۱۳۹۱ کاملاٌ تخریب وشروع به احداث حسینیه بزرگی در همین محل گردیده است که امیدمی رود ساخت وتکمیل­ آن­ظرف مدت کوتاهی به اتمام برسد.
حسینیه امام جعفرصادق(ع)درمحل بالاکنارامام زاده شاه دین:
این حسینیه درزمینی که قبلاً باغچه­ مرحوم حسن طهمورثی فرزندمرحوم مشهدی قهرمان بود، ازسال ۱۳۵۲شروع به ساخت ودرسال ۱۳۷۰تکمیل گردید.اهالی درماه های عزاداری خصوصاً ماه محرم درآن به انجام مراسم عزاداری می پردازند.
حمام های روستا:
حمام محله­ی بالا: این حمام درسال ۱۲۷۷ ش توسط مرحوم حاج میرزا محمّد صادق کشمیری شیرازی(پدرمیرزامحمود وپدربزرگ خانم هما تاج همایون،همسـرآقای تیمسار سیّدمحمود همایونی)مالک وقت خورنگان که درروستا دارای اراضی کشاورزی بود، ساخته شد وآن را به عنوان عام المنفعه وقف نمود،ودراختیارکسانی گرفت که با کاربرروی آن علاوه براستفاده­ی مردم، امورزندگی خود را نیز تأمین نمایند. درطول سال های متمادی افرادی برروی آن کارکرده اند. این حمام ازسنگ وساروج وبسیار محکم ودارای چند طاق گنبدی شکل به ارتفاع ۵ متروبا زیربنای ۲۵ در۱۲متر می باشد. کف حمام نسبت به سطح کوچه یک مترپایین تراست. این حمام دارای مخزن بزرگ آب گرم به نام خزینه بود که آب آن توسط آب جـوی پرمی شدوبه وسیله ی هیزم و بوته­ی خارگرم می شد. چون درآن دوران منازل شخصی دارای حمام شخصی نبود، ازاذان صبح تاساعت ۸ صبح مردان، و از۹صبح تا ساعت ۵ عصرزنان ازاین حمام استفاده می نمودند
این حمام ازسال ۱۳۴۳ به دنبال لوله کشی آب روستا به صورت حمام بهداشتی، وازحالت خزینه بیرون آمد وازسال ۱۳۶۱که به مروردرمنازل حمام شخصی ساخته شد، ازرونق افتاد. درغرب این حمام باغچه ای است که به باغچه­ی حمام معروف است ودراین باغچه چند چاه بزرگ وجودداشت که دراصل فاضلاب حمام بودکه با ازکارافتادن حمام آن چاه ها نیز ازخاک پرگردید.جا دارد که اهالی ضمن محافظت ازاین اثرتاریخی ترتیبی اتّخاذ نمایند ازآن به عنوان جایگاه ورزشی،یا موزه استفاده نمایند.(تصویر­سقف گنبدی حمام محل بالا)
حمام محل پایین:درسال۱۳۴۹ودرکنارحسینیه اعظم ساخته شدکه تاسال۱۳۶۰ برپا و دارای آب لوله کشی بود،هرچندازابتداءآب آن ازتلمبه مرحوم سیّدمحمّدحسین منصوری تأمین می شد.این حمام درجریان طرح بهسازی وتسطیح معابرروستا ویران گردید.حمام دیگری نیزدرمحل فعلی پایگاه مقاومت بسیج درسال ۱۳۵۵درغرب روستا ساخته شدوساختمان آن به این پایگاه تعلّق گرفت.
برج طویل:
این برج درمحلّه­ی پایین ودرآستانه­ ورودی منزل مرحوم میرزا صدرالدّین منصوری(میرزاصدریخان)درسال۱۲۵۰ش ساخته شد. این برج درواقع محلی برای نگهداری اسب مهمانانی بود که ازجاهای دیگر به دیــدارایشان می آمدند .این برج دارای گنبدی وسیع که۱۰متر ارتفاع داشت. دورتا دورداخلی برج با طاقدیس های زیبا وبلند باسبک معماری عصرتیموری جلوه­ خاصی به این مکان داده بود. با تمام زیبایی ومهارت بزرگترین عیب آن که باعث ازبین رفتن آن شد، بکارگیری خشت خام درساخت آن بود. درب ورودی این بناازچوب گردو وبسیارسنگین بود که طول آن ۳متر وعرض آن۲ متر بود. درمورد ساخت آن گفته می شود که قسمتی ازآن توسط میرزا نصـراله خان پدرمیرزا محمّدخان وسپس توسط مرحوم حاج محمّدعلی خان منصوری پدرآقا میرزاآقا جدّمادری برادران رضایت ودرنهایت توسط فرزندش مرحوم آقامیرزا آقامنصوری تکمیل گردید.این برج متأسّفانه براثربی توجّهی افراد ودراثرباران های سیل آسا،سقف آن فروریخت وبه مرور قسمت های بدنه نیزآسیب دید، و درجریان سیل سال۱۳۶۵ سقف کاملاً ویران شد. بدنه و چهارگوش برج تاسال ۱۳۷۷برجا بود، امّا درجریان طرح بهسازی روستابراثرعدم آگاهی از وجود این بنای باارزش، به دست توانای عدّه ای ازدوستداران میراث فرهنگی روستاکاملاً ویران شد. این عکس ازآخرین روزهای حیات برج درسال ۱۳۸۵نشان داردکه توسط نگارنده کتاب گرفته شده است. ودرکنارآن عکسی ازجا پای برج مشاهده کردید که هنوزباقی است.
آسیاب گُرگونه:
هرچنداین آسیاب دردوکیلومتری شمال خورنگان ودرزمین های مشهور به صحرای کنکان واقع گردیده، امّا یادآورمی شویم که این قسمت از زمین ها ازسال های گذشته به مالکین وکشاورزان خورنگان تعلّق داشته وآسیاب مزبورنیز توسّط مردم ما درکنارباغچه ای موســوم به باغ عیسی خان کنکانی ساخته شد. این آسیاب تا ۴۵ سال قبل هم رونق داشت وآب آن ازرشته قنات بالا سرآسیاب تأمین می­شد. هنوز برج بلند وآثاراین آسیاب برجای مانده است. این اثردرسال ۱۲۷۵ش ساخته شده است. گویا لفظ گُرگونه در بین اهالی کنکان حاکی ازآن باشدکه این کلمه درواقع غورغانه یا جُرجانه است. یعنی محل غـــروب کردن خورشید(غـــروبانه)ودر بین مردم منطقه چنین گفته می شود که خورنگان رامحل طلوع وگـُرگانه یا گـُرگونه را محل غروب آفتاب گفته اند(البتّه با توجّه به محدویت مکانی که برای این منطقه قایل بوده اند).
آسیاب درب باغچه:
درباغچه ای درشمال روستا آثاری ازآسیابی قدیمی دیده می شود. آنراآسیاب درب باغچه می­خوانند و باآب قناتی موسوم به قنات خرنجان کارمی کرد. قدیمی ها ازبردن جو وگندم به این محل برای تبدیل به آرد صحبت دارند. بقایای این آسیاب درباغچه­ مرحوم حاج حسین خان جمالی پدرحمزه جمالی قراردارد. عمر این اثر به ۱۰۰سال قبل برمی گردد.
آسیاب کَـلی( به فتح کاف )
درکنارتپّه­ شمال روستا وبالاسرباغی به نام باغ مهـذوبی(مهذّبی)اثری ازسنگ وساروج دیده می شودکه درنزد اهالی به«آسیَؤ کَلی»معروف است. به گفته­ی مردم روستاهیچ کس آغازساخت آن یادندارد. وهرکسی به زعم خودتاریخی برای آن ذکر می کند، حتی قدیمی ترین افراد روستا هم از تاریخ دقیق بنای آن اظهاربی اطلاعی می نمایند. هرچه هست این که بنا روزگاری آسیاب آبی روستا بوده وآب چرخاندن چرخ های سنگی آن از رودخانه شمالی روستاتأمین وبه وسیله­ی جویی که آثارش هنـوز درکناره تپّه باقی است به این آسیاب منتقل می گردید. شاید بنای آن به بیش از۱۰۰۰سال مربوط شود.
کـُلوپَه:
دوچاه باعمق کم درکنار تپّه­ شرقی وکنارجادّه­ منتهی به نوبندگان وجود داردکه به زعم اهالی اینجا نیزمحل آسیای آبی دیگری بوده که قدمت آن ازآسیاب کَلی خیلی بیشتراست وآبراه سنگی آن که از بالاسر محل باقی مانده، حکایت از این دارد که آب این آسیاب هم از بِن یا رودخانه تامین می گردید. این دوچاه یکی به صورت چهارگوش و دیگری استوانه شکل است. این محل درنزد اهالی به «کُلوپَه»مشهوراست که عمرش بالغ بر۱۰۰۰سال است. ازآنجا که فرم وشکل ظاهری این اثرنشان می دهد، احتمال آن که این مکان باقی مانده ازیک آتشکده دردوران ساسانی وقبل ازآن باشدخالی ازذهن نیست. هرچندنمی توان این احتمال رابه درستی تصدیق کرد.شکل زیرکلوپه رانشان میدهد.
کوره سفال پزی
: نزدیک به۱۵۰سال پیش شخصی به نام استاد حسن دُس پَز از اهالی فدشکویه،درکنارجاده­ی اصلی محورنوبندگان به فدشکویه ودرجایی که امروزباغچه­ی حاج علیخان طالبی است، باایجاد کارگاهی مبادرت به ساخت وپختن ظروف سفالین وگِلین از قبیل، بِریزه یا تنورنان پزی، دُس،کوزه،کاسه های سفالی وخمره های بزرگ وکوچک نمود. هنـوزجای آن کوره ومحل برداشت خاک مشاهـــده می شود.علاوه برمردم خورنگان، اهالی دیگرروستاهای مجاور نیز ازمشتریان تولیدات این کوره بودند. به گفته­ی اهالی این کوره پس از فوت استاد آن، رو به خاموشی گذاشت.
قبرستان­های قدیمی روستا:
پس ازاستقراراهالی درمکان فعلی، درجای امروزی حسینیه­ی اعظم وکنارمسجدجامع قبرستانی بودکه دفن مردگان درآن صورت گرفته وتا سال۱۳۰۰ش ادامه داشت. ازآن به بعدمردگان را درکنار امـــامزاده شاه دین دفن می نمودند. درسال ۱۳۵۰قبرستان به محل دامنه وتپّه ای در شمال روستا انتقال داده شد. ازقدیمی ترین سنگ یادبودهای درگذشتگان، سنگ قبری متعلّق به حاج اَودَل با قدمت ۹۵۰ساله بود که درجریان ساختن مسجدجامع پیداشد. بیشتراین سنگ ها هم اکنون بردیواره­ داخلی حسینیه ومسجدجامع و امام زاده شاه دین نصب شده است.گفته شده زمینی هم که درحال حاضردبیرستان پسـرانه وکنارجاده جنوبی روستا قرار دارد وبه زمین قبرستانی موسوم است، روزگاری قبرستان بوده است.
سنگ قبر سرو ناز عرب
این سنگ یادبود متعلق به پنجم جمادی الاول سال ۱۳۱۷ ه ق است.و متعلّق به مرحومه خانم سروناز وشعرروی سنگ چنین است:
سـروِ زپا فتــاده­ی ایّام ســروِ ناز
برعمر کوتَهَش غم اَحباب شددراز
بُد دختـرِ ثمین گُهَرمشهــدی علی
کَاندَر سِپهر شرم وحیابود بی شمار
سال هزاروسیصد وهفده بُدی که کرد
پرواز طـــــایر جانش ز تب فــراز
فی پنجم شهرجمادی ۱ فی سنه ۱۳۱۷
این سنگ هم اکنون درکنار امامزاده شاه الدّین می باشد. بنده آن را رویت واشعار روی آن را رونویسی نموده ام. وسنگی نیز با این عبارات منظوم مربوط به سال۱۳۰۰ به نام الله کرم پسرعبدالرّحیم پدربزرگِ مادریِ آقای حاج مسعود کرمی فرزندحاج زیاد
الله کــرم نبیره عبدالـــرّحیم را
ده تن بهـــارلو، تن یک نفـــر منم
قابل چه بود میرتفنگی که این قدر
درچشم ده سوار،چنین جلـوه گر منم
عمر نکرده سی ، به دلم آرزو بسی
ازمرگ نوجـــوانیِ خود، بی خبرمنم
این سنگ درحاشیه دیوارمسجدقدیمی محل پایین نصب گردیده بودکه اثری ازآن نیست.
(به نقل ازحاج عوض جعفری)
سنگ قبری به نام حسینعلی عرب ازتیره حاج حق نظــری فرزندمیرشکارهادی،کلانترِ۷۰ خانوار،وفات۱/۸/۴۹وسنگ قبری متعلّق به ملاشاه مرادفرزندغلام تاریخ وفات ۱۲۶۴ ه ق پدرمرحوم بیگ میرزا(پدربزرگ آقای علمــدارمصباحی فر)نیزازجمله سنگ قبرهای باقی مانده است.که درقبرستان کنارجاده منتهی به نوبندگان مشاهده می شود.سنگ قبری مربوط به مرحوم حاج سیّدمحمّدعلی خان منصوری فرزند آقاسیّدآقا متوفّی به دهم اسفند ماه ۱۳۳۷ شمسی، برروی دیواره­ غربی مسجدجامع محل پایین باقی بود.
قطعه شعری برروی سنگ مزارنوجوانی به نام فرج اله محمّدی فر فرزندحاج حسین حک شده که شاعرآن مشخص نگردیده وبدون شک سروده یکی ازاهالی روستاست.وی درسال۱۳۴۵ براثرتصادف باکامیون فوت شده است.
حیف ازاین نوجـــوان دانشـجوی
آه از این سـرو قـــــد زیبا روی
کــه ازآسیب کامیــون اکــنون
جان بداد این محصل خـوش روی
چون به عهدشباب رفت از دست
جایــگاهش به روضـــه مینــوی
گویااین چندبیت ازسروده های حاج سیداحمدآموزگار باشد.

گالری / عکس

بررسی موارد - 0

نظری برای این پست ثبت نشده است

ارسال بررسی

برای ارسال نظر خود ابتدا وارد شوید یا ثبت نام کنید.

موقعیت

ارسال شده توسط :

روستا شناسی
روستا شناسی 2461 جاذبه ی ثبت شده

برچسب ها